ابراهیم شیری

سیاسی – اجتماعی – اقتصادی (تحلیلی- تحقیقی)

اسرار بیماری و مرگ استالین و آغاز کارزار استالین‌ستیزی «بخش دهم»

rezhe

شروع هیستری ضد استالینی

یوری امیلیانوف

http://www.vkpb.ru/index.php/sovetskaya-istoriya/item/2451-k-60-letiyu-antistalinskogo-doklada-khrushchjova-na-xx-s-ezde

مترجم: ا. م. شیری

ویراستار: حسین کوشی

۲ خرداد- جوزا ١٣٩۵

کنگرۀ بیستم حزب کمونیست اتحاد شوروی خاتمه یافت. نمایندگان بدنبال کارهای خود رفتند و  «داستان پس از کنگره» گزارش خروشچوف شروع شد. از خاطرات انور خوجه (ЭнвераХоджа): آن را (گزارش خرشچوف را) فقط دبیران اول احزاب برادر شرکت‌کننده در کنگره خواندند. من در یک شب آن را خواندم و، بشدت تکان خوردم. آن را برای خواندن به محمد (Мехмет) و گوگو (Гого) دادم… بعد از خواندن، ما بی‌درنگ آن را به مؤلفان گزارش سخیف پس دادیم. ما لازم ندیدیم این زبالۀ بی‌آبرو را که حاوی اتهامات بی‌پایه، جعلیات خروشچوف بود، با خود ببریم.

بلافاصله بعد از کنگره «آتشبار توپخانه» در گرجستان شروع شد. در ماه مارس سال ۱۹۵۶ گرجستان، مثل همۀ شهروندان اتحاد شوروی خاطره یوسف استالین را گرامی داشت. گزارش «محرمانه» در مورد «کیش شخصیت و عواقب آن» که خیلی زود افشاء شده بود، خشم اهالی گرجستان را برانگیخت. انبوه خیابانهای تفلیس (Тбилиси)، کوتائیسی (Кутаиси)، تلاوی (Телави)، گوری (Гори) شاهد حضور گستردۀ مردم خشمگین بودند. آنها بدفاع از استالین به خیابانها آمده بودند. اعتراضات در حوالی نیمه شب ۹ مارس به اوج خود رسید. ژنرال ایوان فدیونینسکی (Иван Федюнинский)، فرمانده ناحیۀ نظامی ماورای قفقاز، تجهیزات نظامی، از جمله تانک‌ها و توپ‌ها را به خیابانهای تفلیس وارد کرد. در نتیجۀ مقابلۀ خونین در مقابل اداره مخابرات ۲۷ نفر کشته شد. در اسکله تجهیزات زرهی و تانکها وارد «جنگ» شدند. معترضان برای اولین بار تصاویر مشترک لنین و استالین برداشتند. این هم کمک نکرد. ۶٠ تا ۱۵٠ نفر در اثر اصابت گلوله یا در زیر زنجیر تانکها کشته شد.

حوادث خونین مجارستان نیز که به قربانی شدن هزاران نفر از طرفین منجر گردید، نتیجۀ منطقی «تاخت و تاز ضد استالینی» کنگرۀ بیستم بود. بگزارش روزنامۀ «دی ولت» (Ди Вельт) آلمان غربی: «در تپه‌های گلرت (Геллерт) مأموران امنیتی دستگیر شدند. صدها نفر از آنها در سایر مناطق شهرها به قتل رسیدند. مخفی شدگان آنها در زیرزمینها را ده‌ها ده‌ها غرق کردند».

گزارش «محرمانۀ» خروشچوف فقط برای خلقهای اتحاد شوروی محرمانه بود. در لهستان یکی از کارمندان کمیته مرکزی رونوشت (کپی) یک نسخه از گزارش را از طریق تحویل به سفارت اسرائیل، بدست رئیس سازمان ضدجاسوسی اسرائیل رساند و از آنجا به غرب راه یافت. در ماه ژوئن همان سال، گزارش برای اولین بار در مطبوعات آمریکا، اول به زبان انگلیسی و سپس، به زبان روسی منتشر گردید. انتشار رسمی گزارش خروشچوف در اتحاد شوروی برای اولین بار در مجلۀ «ایزوستیا» وابسته به کمیتۀ مرکزی در [سال ۱۹۸۹] اتفاق افتاد. البته، این طبیعی بود. زیرا، اگر گزارش بلافاصله پس از قرائت در جلسۀ بسته بطور گسترده انتشار می‌یافت، خلقهای اتحاد شوروی با شناخت استالین واقعی و آگاهی به تاریخ میهن، در آن واحد به همۀ جعلیات و دروغ‌های گزارش، به همۀ اتهامات ساختگی علیه استالین پی می‌بردند.

با گذشت زمان گزارش ضد استالینی خروشچوف نه تنها به «تاریخ نپیوست»، حتّا به مهمترین عامل گسترش اوضاع اجتماعی- سیاسی تبدیل گردید. و البته، نه فقط در داخل اتحاد شوروی. همۀ حوادث مجارستان، آلمان دمکراتیک، چکوسلاواکی، مناسبات متقابل اتحاد شوروی و جمهوری خلق چین، پیآمد مستقیم کارزار ضد استالینی خروشچوف و دار و دستۀ او برای «استالین‌زدایی»، بعبارت دقیق‌تر، بمنظور «سوسیالیزم‌زدایی»، یعنی، برای زدودن همۀ تمدن، هستی و نظام فکری تود‌های وسیع مردم بود.

مولوتوف در یک گفتگوی محرمانه بالاخره اظهار داشت، که اگر تا کنگرۀ بیستم حداقل نیمه بزرگ جهان از اتحاد شوروی پشتیبانی می‌کرد، اما پس از کنگره صحبت در این باره جایی ندارد. موضوع ««مجازات‌های استالینی» به موضوع اصلی جنگ روانی تبدیل گردید (مفهومی که بمثابه جزء تفکیک‌ناپذیر جنگ سرد توسعه داده شد). اتحاد شوروی از حمایت روشنفکر چپ غرب محروم گردید. گذار آن به سوی دشمنان اتحاد شوروی در جنگ سرد آغاز شد. این فرایند به محیط روشنفکری داخل «وارد شد» و موجب زایش «مخالفان» گردید.

جامعۀ شوروی در دورۀ پس از استالین بشدت دچار سقوط اخلاقی و معنوی گردید، در زیر فشار روانی بسیار سنگین خرده مصرف‌گرایی، که رهبری اساساً غیرکمونیست حزب کمونیست اتحاد شوروی را بشدت «ارضاء می‌کرد»، بی‌دفاع ماند. و این هم در واقع یک جنگ گسترده بر علیه نظر بیان شده استالین در سال ۱۹۵۲در کتاب «مشکلات اقتصادی سوسیالیسم در اتحاد شوروی»، ویرانی بنیان اجتماعی- اقتصادی ساخته شدۀ اتحاد شوروی در دورۀ او، تکفیر ایدئولوژی دولت شورایی، تخریب رابطۀ معنوی آن با خلق و همزمان با آنها، اقامۀ مجموعۀ اتهامات بر علیه سازندگان دولت شورایی و مدافعان آن بود. آرمان‌های عالی کمونیستی از طریق جایگزینی شیوۀ زندگی عادلانه و برادرانه در دورۀ کمونیزم با معیارهای پراگماتیستی مصرف از نوع «رسیدن به سطح آمریکا در زمینۀ مصرف گوشت و شیر» تخریب گردید. سخنان «درخشانی» مثل «کمونیزم یعنی رفت و آمد رایگان با وسایل نقلیۀ عمومی شهری»، «کمونیزم یعنی چه؟ کمونیزم یعنی نان قندی با خامه و کره». برعکس، اما خروشچوف پس از آن که کشور را بی غلّه گذاشت و جامعه را با مشکلات جدی در عرضه نان مواجه ساخت، به فعالیت‌های سیاسی خود نقطۀ پایان گذاشت.

خروشچوفی‌ها، «سازندگان دمکراسی» سعی کردند روح انسان شوروی تغییر دهند، مردم شوروی را از حس همبستگی و احساس هم‌میهنی- اتحاد شوروی، از افتخار به میهن بزرگ و زیبا، از افتخار به تاریخ قهرمانانۀ اتحاد شوروی، به تاریخ  کار و پیکار محروم نمایند و در نهایت، از جادۀ «دمکراسیِ» این استالین وحشتناک و دهشتناک- در واقع، الگوی زندگی زیبا، منصفانه و عادلانۀ میلیونها انسان منحرف سازند.

ادامه دارد…

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این نوشته در مه 21, 2016 بدست فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: