ابراهیم شیری

سیاسی – اجتماعی – اقتصادی (تحلیلی- تحقیقی)

سالروز پیروزی انقلاب کبیرسوسیالیستی اکتبر گرامی باد!

oktobr

ا. م. شیری

۱۶ آبان- عقرب ۱۳۸۶(٧ نوامبر ٢٠٠٧)

شانزدهم آبان هجری شمسی برابر با هفتم نوامبرسال ٢٠٠٧ (طبق تقویم جدید میلادی)، ٩٠سال از پیروزی انقلاب کـبیر سوسیالیستی اکـتبر به رهبری ولادیمیر ایلیچ لنین و حزب کمونیست می گذرد. تمام دوستداران حق و عدالت و حقیقت، مبارزین راه آزادی کار و انسان از قیود استثمار و بردگی و بندگی، بشردوستان و صلحجویان، منادیان برابری و دوستی ملل و خلقها، مخالفان جنگ و سلطه طلبی و استعـمار، پیروان ایدئولوژی، افکار و اندیشه های مترقی، پویا و سیال، در سراسر جهان، این روز را گرامی داشته و با برگزاری مراسم مختلف بزرگ می دارند.

پیروزی انقلاب سوسیالیستی اکـتبر و دستاوردهای اعجازگونه آن، شکست این انقلاب پس از هفتاد و دو سال و وقوع دو جنگ جهانگیر، بیاد ماندنی ترین حوادث قرن بیستم بودند که، یاد هریک از آنها، همواره، از یک طرف حس محبت و احترام و افتخار و از سوی دیگر، نفـرت و کـینه و رقـت را در دلهای بشریت جهان برمی انگیزد.

انقلاب قانونمند اکـتبر، بمثابه بزرگـترین و برجسته ترین انقلاب، رویداد ارزشمند تاریخ، انقلابی بود که بدون توسل به نیروی قهر، تنها با ایمان و اتکاء به قدرت لایزال خلق، پیروز گردید. انقلاب سوسیالیستی اکـتبر که در سرزمینی بمساحت یک ششم کرۀ خاک روی داد، چهرۀ جهان را دگرگون ساخت و راه جدیدی پیش پای بشریت گشود، برخلاف برخی تصورات نادرست، انقلابی مسالمت آمیز و نشانۀ اوج انساندوستی انقلابیون بود. در جریان این انقلاب، برخلاف اکثر انقلابها، فقط هشت نفـر در حوادث مختلف کشته شدند.

انقلاب سوسیالیستی اکـتبر، بنا به خصلت و ماهیت خود، هرچند، احترام و اعتماد و محبت کشورها و انسانهای در بند، بردگان، کارگران و زحمتکشان، خلقها و ملل اسیر و استعمارزده جهان را نسبت به خود برانگیخت، در نقطۀ مقابل، به میزان بسیار بیشتر از آن، کـینه، خصومت، نفـرت و دشمنی برده داران و فئودالان کهنه و مدرن (سرمایه داران)، صاحبان انبارهای پول، کـنسرنهای تولید کـننده مرگ (اسلحه سازی)، راهزنان و غارتگران بین المللی، دشمنان صلح و آزادی، انسانیت و عدالـت را نصیب خود ساخت.

امروز متاسفانه، آزادگان و آزاد اندیشان جهان، سالگرد انقلاب اکـتبر را در شرایطی برگزار می کـنند که، تمامی دستاوردهای آن را ازبین برده شده است. مالکیت میلیاردرها و باندهای مافیائی جایگزین مالکیت اجتماعی گردیده است. فقر، گرسنگی، بیکاری، بی مسکنی، فساد، اعتیاد و فحشاء که در سایه انقلاب اکتبر ریشه کن شده بود، ممالک سوسیالیستی را مجدداً درنوردیده است. شوراها، منحل و حاکمیتهای الگارشی جنایتکاران و ملوک الطوایفی دست نشانده، جای حاکمیت طبقه کارگر را گرفته است. فاشیسم، بزرگترین مغلوب اتحاد شوروی و کمونیسم، در بسیاری از جمهوریهای متحده سابق شوروی، کشورهای اروپای شرقی و ایالات متحده آمریکا احیاء شده و حاکمیت را بدست گرفته است.
استعمار در سیمای کهنه و نو خود، باز گشته است. صلح، امنیت، دوستی و آرامش، جای خود را به نظامی گری، لشکرکشی، جنگ افروزی و اشغالگری داده است. بازار ملی از بین رفته و کشورهای خودکـفا را، به منبع تأمین مواد خام و بازار مصرف محصولات بیگانه تبدیل کرده اند. فرمول اقتصاد سوسیالیستی کالا ــ پول ــ کالا، حذف و جای آن را فرمول پول ــ کالا ــ پول گرفته است. دوستی و مودت و همزیستی ملتها و خلقها، به دشمنی و عداوت و جنگ بین آنها تبدیل گردیده است…

انقلاب مسالمت آمیز اکـتبر، از همان ابتدای پیروزی، با حمله و مقاومت مسلحانۀ دشمنان خود و بشریت مواجه شد. نیروهای نظامی دولتهای ژاپن، امریکا و انگلیس، فرانسه، آلمان، ترکیه، چکوسلواکی و لهستان، از شرق وشمال شرق و شمال و غرب و جنوب غربی مستقیما وارد عملیات شدند و بخشهای وسیعی از خاک این کشور را اشغال کردند. ضد انقلاب از داخل به اقدامات نظامی متوسل شد. بدین ترتیب، دولت جوان شوروی، علاوه بر جنگ داخلی، درگیر جنگ آزادیبخش ملی نیز شد.

قـتل و کشتار انسانها و خرابی های ناشی از حملات ضد انقلاب داخلی و خارجی، حد و مرزی نمی شناخت. گارد سفیدیها، انقلابیون و یاران انقلاب را با بی رحمی غیرقابل وصفی مجازات می کردند، جنگلهای سیبری پر از استخوان انسانهائی است که، گارد سفیدیها، آنان را به درختان جنگل بستند و زنده ــ زنده خوراک جانوران و حشرات شدند.

از تمام تیرهای راه آهن سراسری سیبری، یک کمونیست و یا طرفدار انقلاب آویختند. در دستور العمل کلچاک به نیروهای خود گفته می شود: ویران کردن یک آبادی و کشتار ساکـنان آن، بهتر از آنست که، یک کمونیست در آنجا باقی بماند» (جعلیات و حقایق شوروی، ایگور لیگاچف). نیروهای اشغالگر خارجی به کشتار بی امان مردم و انقلابیون حد و حدودی قائل نبودند.

نیروهای خارجی علاوه بر کشتار گروه ــ گروه مردم، اکـثریت رهبران انقلاب، از جمله، ٢٦ کمیسر باکو را یکجا کشتند. ویرانیها، کشتارها و خشونتهای ناشی از دخالت نظامی بیگانگان و جنگ داخلی، همان نکتۀ اساسی و کلیدی است که، تاریخ نویسان و مبلغان سرمایه داری، فریب خورگان آنها، تا کنون با سکوت از کنار آن گذشته اند و سعی وافری در فراموش کردن آن کرده اند و می کـنند، که این خود، عامل عمده و اصلی بسیاری از خشونتها، ناگـواریها و نارسائیها در دورۀ سازندگی در اتحاد شوروی-وطن اولین انقلاب سوسالیستی پیروزمند گردید. جنگ داخلی و دخالت نظامی نیروهای خارجی، امان مردم و دولت جوان شوروی را بریده بود. علیرغم آن، کمونیستها، نیروهای دولتی و خلقهای شوروی از پای نیافـتند و به راه پیروزمند خود ادامه دادند…

در باره دستاوردهای عظیم علمی، فنی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و علوم انسانی انقلاب اکتبر بسیار نوشته و گفته اند. ما خود نیز، به سهم و توان خویش تحقیقاتی کرده و نوشته ایم. و می دانیم که، اولین ره آورد پر ارج انقلاب سوسیالیستی اکـتبر، تلاشهای موفـقـیت آمیز حزب کمونیست و در راس آن لنین، برای پایان دادن به جنگ جهانی اول بود. ختم این جنگ چهار ساله، با میلیونها قربانی، پیش از همه، حاصل پیروزی انقلاب در امپراطوری روسیه بود.

این دیگر بر کسی پوشیده نیست که، حزب کمونیست به رهبری لنین، در کشوری نیمه سرمایه داری ــ نیمه فئودالی رهبری را بدست گرفت که، در جنگ جهانی اول شکست خورده و شیرازۀ امورش از هم گسیخته بود. درچنین کشوری، در شرایط هجوم و محاصرۀ ارتجاع و امپریالیسم جهانی، اولین دولت طبقه کارگر، در میان آتش و خون دخالت نظامی خارجی و جنگ داخلی که مدت ٨ سال، تا سال ١٩٢۵ ادامه داشت، ساختمان سوسیالیسم، بزرگترین آرزوی بشری را آغاز کرد، فضای کیهانی را به تصرف خویش درآورد. اولین ماهواره را در مدار زمین قرار داد. اولین سفینه و اولین مرد قضانورد (یوری گاگارین) و اولین زن فضانورد (والنتینا تروشکووا) را به فضا فرستاد. اولین حفاری نفت در دریای باز را در سال ١٩٤٩، در دریای خزر با موفقیت به پایان رساند. طی ده (١٠) سال دورۀ صنعتی کردن، از سال ١٩٢٨ تا سال ١٩٣٩، نه(٩) هزار موسسۀ تولیدی بزرگ تأسیس و راه اندازی کرد. بسخن دیگر، کشور ویرانه را به یکی از دوقدرت سیاسی، اقتصادی، علمی و نظامی جهانی تبدیل کرد که حل و فصل هیچ مسئله جهانی بدون مشارکت آن ممکن نبود.

تا سال ١٩٢٦، با بازسازی ویرانیهای ناشی از جنگ جهانی اول، تولیدات صنعتی کشور را به سطح سال ١٩١٣ رساند و تا سال ١٩٣٩، حجم تولیدات صنعتی کشور را تا ٩ برابر افزایش داد. بدین منوال، در مدت کمی بیش از دو دهه، کشوری عقب مانده و جنگ زده را به دومین قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی جهان تبدیل کرده بود، که طاعون فاشیسم میهن انقلاب سوسیالیستی را در کام خود فرو برد. دوباره ویرانی، دوباره کشتار.

دولت و مردم شوروی از جنگ کـبـیر میهنی نیز به قیمت جان ٢٧ میلیون نفر از بهترین فرزندان خود، پیروز و سربلند بیرون آمد. علیرغم تحمل همۀ مصایب دخالت نظامی خارجی، جنگ داخلی و تهاجم ویرانگرانه فاشیسم، کشوری ساخت که، در آن حقوق همه ملتها و خلقها محترم شمرده می شد، مقام و منزلت انسانی هیچ کس تحقیر نمی گردید. مقام و موقعیت اجتماعی نشانۀ برتری به حساب نمی آمد. همه انسانها در بهره وری از کار، مسکن، تحصیل و تعلیم و تربیت از شیرخوارگاه تا عالی ترین مدارج تحصیلی، طب و مراقـبتهای پزشکی، استراحت و استراحتگاههای رایگان برابر بودند.

کالاهای مصرفی از قفقاز تا کامچاتکا، از کارپات تا تیان شان، از آسیای میانه تا قطب شمال، با قیمت ثابت و واحد که از سوی تولید کـننده و دولت، نه توزیع کـننده تنظیم می شد، به دست مصرف کـننده می رسید. امکان مسافرت هوائی برای هرکسی ممکن و سهل و ارزانتر از تاکسی در کشورهای پیشرفته سرمایه داری بود.

سالانه ۵ میلیون خانوار شوروی به خانه های تازه ساز نقـل مکان می کرد و بالاتر از آن، به هر زوج جوان، پیش از عروسی، یک باب منزل با همه لوازم اولیه مورد نیاز زندگی و حتی «حلقۀ عروسی» تقدیم می گردید. همه اینها و بسیاری از ناگـفته های دیگر، همه و همه، دستاورد انقلاب کبیر سوسیالیستی اکـتبر بودند، که ممکن است برای یک انسان جامعه سرمایه داری، چون خواب و خیال در نظر آید. اگر رهبری انقلاب را لنین کبیر به عهده داشت، یوسف استالین، رفیق مورد اعتماد لنین، همه دوران سازندگی در اتحاد شوروی را رهبری کرد و بدین سان، کینه و غضب امپریالیسم و ارتجاع را برانگیخت. و دلیل اصلی و اساسی اینکه، هر کس و ناکسی، گاه و بیگاه، نفرت و کینه خود نسبت به عدالت اجتماعی را در قالب توهین و اتهام به استالین بروز می دهـد، همین توان رهبری وی در دو دوره سازندگی سوسیالیسم است.

اما، از میان همه دستاوردهای عظیم انقلاب سوسیالیستی اکـتبر، آنچه که بیش از همه نشانۀ عظمت و ماهیت انسانی سوسالیسم است و بیشتر به یک معجزه شباهت دارد، لغو بیکاری در کشور بود. کمونیستهای اتحاد شوروی به رهبری لـنین که در سال ١٩١٧، به قدرت سیاسی دست یافتند، علیرغم، درگیر شدن در جنگ داخلی تا سال ١٩٢۵، موفق شدند تا سال ١٩٢٩ریشۀ بیکاری در کشور را بخشکانند.

به نظرم این بزرگترین معجزه ای است که، در پی انقلاب اکـتبر بوقوع پیوست. آیا لغو بیکاری در عرض ١٢ سال، حتی در شرایط ثبات، واقعاً یک معجزه نیست؟ اگرهمین دستاورد بزرگ انقلاب اکتبر را با فاجعۀ بیکاری در نظام سرمایه داری جهانی با همۀ تاریخش که همه ساله برتعداد ارتش بیکاران اضافه می کـند، مقایسه کـنیم و اگر این را هم بپذیریم که، بیکاری عامل و مسبب اصلی بسیاری از مفاسد اجتماعی است، آنگاه، جایگاه و منزلت والای انقلاب اکتبر و سوسیالیسم علمی بیش از پیش نمایان و عیان می گردد.

کمونیستهای امپراطوری روسیه به رهبری لـنین با اعتقاد و اتکاء به نیروی خلق، به نیروی کار و زحمت، به نیروی مردم و ملت، بدون جنگ و خونریزی، انقلاب مسالمت آمیزی را رهبری کرده و به پیروزی رساندند که، حاصل آن، ساختن جامعه ای عاری از استثمار و مبتنی بر عدالت اجتماعی بود. جامعه ای ساختند که، در آن هیچ کسی دغدغۀ و نگرانی فردای خود و فرزندان خویش را نداشت، در آن جامعه، بدهکار و طلبکار بی معنی بود، قرض دادن و قرض گرفتن بیگانه بود، مقولۀ موجر و مستأجر ناآشنا بود، چانه زنی برای پائین و بالا کـردن قیمت فراموش شده بود… بلی، اینها، آن نکات پر ارزشی است که در شکل گیری روانـشناسی اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و علیرغم همه اهمیتش، همیشه کمتر مورد توجه محـقـقـان قرار گرفته است.

صرفنظر از تمامی دستاوردهای بزرگ و کوچک انقلاب سوسیالیستی اکـتبر، نباید از اشتباهات فاحش کمونیستهای اتحاد شوروی چشم پوشی کرد. بزرگترین، فاجعه بارترین و نا بخشودنی ترین خطای حزب پیروز انقلاب اکـتبر، عدم ارزیابی و برآورد دقیـق از توانائیهای خود و قدرت و شیوه های فعالیت ضد انقلاب داخلی و مداخلات آشکار و نهان خارجی بود.

ضد انقلابیونی که در پایان جنگ داخلی، در کسوت کمونیستهای دو آتشه، بدرون حزب و دولت رسوخ کرده، فاجعه می آفریدند، تا درون کرملین نفوذ کردند. اخیرا تلویریون مرکزی روسیه(RTR)  با پخش اسناد تاریخی نشان میداد، که سازمان «سیا» و «انتلیجنت سرویس» تا درون کرملین نفوذ کرده و با کمک پزشکان، بسیاری از رهبران انقلاب را از میان برداشتند. از میان این قربانیان، از شرباکوف و ژدانوف و دیگران نیز نام برد… این اشتباه و سهـل انگاری کمونیستها باعث همه آن فجایعی شد که نباید روی می داد.

بدین ترتیب، امروز، میهن انقلاب کـبیرسوسیالیستی اکـتبر، قطعه ــ قطعه شده و به مستعمرات مفلوک و کشورهای تأمین کـننده مواد خام و انرژی امپریالیسم تبدیل گردیده اند، در میهن اکـتبر، دولتهای مافیائی و ملوک الطویفی را بر سر کار گمارده اند و آن جمهوریهائی که تن بدین ذلت نداده اند، کشورهای دیکتاتورزده نامیده می شوند (بلاروس). امروز، زادگاه انقلاب سوسیالیستی اکـتبر به فروشگاه زنان و کودکان به تجار سکس و برده داران، به تجمعگاه راهزنان بین المللی و ارتش بیکاران تبدیل شده است. تنها سهم جمهوری اوکرائین از تجارت زنان، تا سال ٢٠٠٠ ، ۵⁄١ میلیون نفر دختر زیر ٢۵ سال بوده است.
اگر دیروز از هر کودک شوروی می پرسیدی: وقتی که بزرگ شدی می خواهی چه کاره بشوی ، جواب می داد: «می خواهم دانشمند بشوم، می خواهم فضانورد بشوم و الی آخر». ولی، جواب همه کودکان امروزی بعد از شوروی به این سئوال فقط یکی است: «می خواهم بیزنسمن بشوم». اگر دیروز، صحبت کردن با صدای بلند با کودکان زشت بود، امروز، در سایۀ اجرای دموکراسی و حقوق بشر امپریالیستی، در کشور پیشین شوراها، میلیونها کودک یا در بازارهای برده وسکس بفروش رفته اند و یا در کوچه و خیابانهای شهرها سرگردانند و از زباله دانی ها ارتزاق می کـنند، که سهم فقط جمهوری روسیه، طبق برآوردهای آماری دولت، ۵ میلیون کودک ولگرد است. اگر دیروز پیر زنان و پیر مردان شوروی را می دیدی که در یک دست عصا و در دست دیگر، کـیسۀ پر از دانه، در سرمای زمستان، در گوشه ای از پارک یا خیابان به پرندگان غیر مهاجر دانه می پاشیدند، امروز، بسیاری از این پیران، خود در اثر گرسنگی جان داده اند و می دهند.

امروز، روسیۀ سرمایه داری، وارث اصلی اتحاد شوروی، بعد از ویران کردن هزاران آبادی، با پائین کشیدن و غرق کردن سفارشی ایستگاه فضائی «میر»، با برچیدن هزاران واحد بزرگ و کوچک صنعتی و تولیدی، علمی، تحقیقاتی و آموزشی، به جمع «٧ کشور پیشرفتۀ صنعتی جهان»، «کشورهای میلیاردرهای طلائی» (جی-٨) می پیوندد. این تناقضی است با ادعای عقب ماندگی اتحاد شوروی، که باید، مبلغان سرمایه داری و فریب خوردگان آنها، جواب آن را بیابند. آیا امروز، مبلغان سرمایه داری و هواداران نوکیسۀ آنها که مدعی وجود دموکراسی و حقوق بشر در جوامع سرمایه داری و منتقدین دیکتاتوری و جنایتکاری در جوامع سوسیالیستی بوده و هستند، حاضرند تنها رقم قربانیان دو جنگ امپریالیستی را با «جرایم» دولت برآمده از انقلاب سوسیالیستی اکتبر مقایسه نمایند؟

آیا حاضرند بگویند که: چرا دموکراسی و حقوق بشر امپریالیستی، با کار، مسکن، طب، تحصیل و دیگر خدمات رایگان برای همه، مخالف است؟ اگر مخاف نیست، پس نتیجه اش کو؟ تازه، کشتارهای جنگهای هندوچین، ویتنام، امریکای لاتین، آفریقا، یوگسلاوی، افغانستان، کشتن و زخمی کردن و تاراندن ٤٠٪ مردم عراق، ٦٠ سال کشتار مداوم مردم فلسطین و… و کودتاهای متعددی را که به راه انداختند، فدای «دموکراسی و حقوق بشرمتمدنان» باد!!!

امروز، کمونیستها، به همراه همه ترقیخواهان، صلحدوستان و دیگر و نیک اندیشان جهان، در شرایط بسیار بغرنج و خطرناک جهانی، به استقبال سالگرد پیروزی انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر می روند. امروز، در شرایطی، این روز را گرامی می دارند که، برده داری و فئودالیسم مدرن (امپریالیسم)، همه ارزشهای بشری را پایمال می کـند، همه دستاوردها و گنجینه های تاریخی را یکی پس از دیگری از بین می برد. در چنین اوضاع جهانی، بر همه مبارزان راه آزادی انسان است که، با شناخت همه جانبه سرمایه داری و امپریالیسم، با تشدید مبارزۀ متحدانۀ خود، از بروز جنگهای جدید، از بیشتر به بند کشیده شدن انسانها و کشورها و از تعمیق بیشتر بی عدالتی های اجتماعی و اقتصادی جلوگیری نمایند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این نوشته در نوامبر 5, 2014 بدست فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: