ابراهیم شیری

سیاسی – اجتماعی – اقتصادی (تحلیلی- تحقیقی)

مافیای جهانی مواد مخدر و بانکها. مدخلی بر موضوع (۱)

 s16855

والنتین کاتاسونوف

(Valentin Katasonov)

پروفسور، دکتر علوم اقتصاد، مدیر مرکز پژوهشهای اقتصادی روسیه

بنام «سرگئی فیودورویچ شاراپوف»

http://www.fondsk.ru/news/2012/10/03/vsemirnaja-narkomafia-i-banki-vvedenie-v-temu-i-16855.html

مترجم: ا. م. شیری

۲۸ اسفند- حوت ۱۳۹۱

تهنیت نوروزی

با تقیم مقاله حاضر بعنوان عیدی، فرارسیدن سال نو ۱۳۹۲ را به همه جویندگان حقیقت و آزادی، به مبارزان صلح جهانی و عدالت اجتماعی، به رفیقان، همرزمان، دوستان در هر نقطه جهان و در رأس همه آنها به مردم شریف ایران و افغانستان تبریک گفته و در سال جدید برای همه شان موفقیتهای بزرگ آرزو می کنم.

                                                                                         مترجم

 

موضوع مواد مخدر یکی از بحثهای داغ رسانه های جمعی امروز است. شرکت بانکها در «شستن» پولهای «کثیف» فروشندگان مواد مخدر و حق العمل کاریهای حاصل از آن، یکی از جنبه های بسیار مورد بحث مسئله است.

بانکها و تجارت مواد مخدر- نه شرکای ساده، بلکه یک کل واحد

«گاردین» (انگلیس) اخیرا مقاله ای تحت عنوان تقریبا بمعنی «بانکهای جهانی بمثابه خدمه مالی کارتلهای مواد مخدر» چاپ کرد. مقاله بسیار جالب توجهی بود و اطلاعات خیلی خوبی بدست می داد، ولی خود عنوان مقاله، به عقیده من، یک «خمیدگی» در محتوی خود داشت: در اتحادیه تاجران مواد مخدر و بانکداران، دومی ها نقش تابع، منفعل بازی می کنند.

با چنین برداشتی از مناسبات تجارت مواد مخدر و بانکها معمولا نتیجه گیری می شود، که بانکها واقعا هم در «شستن» پولهای «کثیف» مقصرند، آنها همدستان هستند، اما نه بعنوان شرکای اصلی در تجارت «کثیف». همه دولتها در مبارزه با اپیدمی شایع کردن طاعون اعتیاد بمواد مخدر نیروی اصلی را در جهت مبارزه با قاچاق مواد مخدر صرف می کنند، اما مبارزه برعلیه بانکها، یعنی علیه همدستان آنها، فقط بر مبنای اصول «باقیمانده» صورت می پذیرد.

واقعا هم در زندگی واقعی چنین اتفاق می افتد. مافیای مواد مخدر در مرکز توجه همه دولتها و سازمانهای بین المللی قرار می گیرد. از عنوان مافیای مواد مخدر، عادتا مفهوم گروههای جنایتکاران سازمانیافته ای درک می شود که با تولید، پردازش، نگهداری، حمل و نقل، عمده و خرده فروشی مواد مخدر مشغول می شوند. چنین گروههایی را اغلب کارتلهای مواد مخدر می نامند. دولتها پولهای افسانه ای برای مبارزه با کارتلهای مواد مخدر صرف می کنند. در سال ۱۹۷۲، زمانیکه رئیس جمهور ریچارد نیکسون علیه مواد مخدر اعلان جنگ نمود، دقیقا ۱۱۰ میلیون دلار از بودجه فدرال برای همین منظور صرف شد. دولت باراک اوباما نیز در سال مالی ۲۰۱۳ برای اجرای برنامه مبارزه با مواد مخدر ۲۶ میلیارد دلارعلاوه بر میلیاردها دلار تخصیصی دولتهای ایالتهای جداگانه برای تحقق برنامه مورد نظر تقاضا کرده است، که تنها این، افزایش ۱ و ۶ دهم درصدی را نسبت به بودجه تخصیصی سال قبل نشان می دهد. رمزگشائی جزئیات بودجه های تخصیصی نشان می دهد، که بانکها در این برنامه ها، به پشت صحنه می روند. قابل درک است که ارگانهای نظارت بانکی، پیش از همه، بانک فدرال رزرو آمریکا بعنوان یک شرکت خصوصی خارج از ترکیب ارگانهای اجرائی دولت آمریکا، می بایست به مبارزه با «شستشوی» پولهای «کثیف» حاصل از قاچاق مواد مخدر مشغول می شد.

در نتیجه چنین «خمیدگی»ها، تصویر دیگری در برابر چشمان ما پدیدار می شود. طبق اظهارات ژنرال ویکتور ایوانوف، مدیر آژانس فدرال نظارت بر قاچاق مواد مخدر فدراسیون روسیه، خدمات دولتی مبارزه با قاچاق غیرقانونی مواد مخدر در جهان بطور متوسط ۱۰- ۱۵ درصد مواد مخدر عرضه شده به بازار را مصادره می کنند. در عین حال، بیش از نیم درصد(۵/۰ ٪) از حجم کل پول در گردش حاصل از تجارت مواد مخدر («پول مخدر») در جهان مصادره نمی شود.

روند همپیوندی سرمایه های کلان بانکی با مافیای مواد مخدر به مفهوم سنتی آن («کارتل مواد مخدر»، «سندیکاهای مواد مخدر») که از مدتها پیش شروع شده بود، امروز به پایان رسیده است. کشیدن مرز بین بانکهای جهانی و کارتلهای مواد مخدر، دیگر ممکن نیست. همچنین، تعیین مرز بین پولهای «کثیف» و «تمیز» غیرممکن است. منبع بخش قابل ملاحظه ای از پولهای باصطلاح شخصی نیز مواد مخدر میباشد. اتحاد متشکل از بانکها و کارتلهای مواد مخدر را دقیقا می توان «مافیای مخدری بانکی» یا «کسب و کار مخدری بانکی» نامید. اتحاد فراملیتی جدید، امکانات واقعا نامحدود تأثیرگذاری بر همه جوانب زندگی جامعه معاصر- بر اقتصاد (صنایع، کشاورزی، بخشهای دیگر اقتصاد واقعی و خدمات)، علوم، تحصیل، فرهنگ، سیاست داخلی و خارجی بدست آورده است. مدل ساختار اجتماعی اکثریت کشورهای جهان، در واقع، مرحله ناشناخته رشد سرمایه داری، بعبارت دقیق تر، رشد سرمایه داری مخدری بانکی بحساب می آید.

سلسله مراتب مافیای مواد مخدر مدرن

مافیای مواد مخدر در مفهوم وسیع کلمه دارای سه سطح می باشد.

سطح اول (پائینی)– گروههایی که که در ابتدا و و انتهای زنجیره حرکت مواد مخدر قرار دارند:

آ) گروههائی که به کار سازماندهی تولید(کاشت و پردازش اولیه) مواد مخدر و خرید آنها از تولید کنندگان مشغول می شوند؛

ب) گروههائی که به کار رساندن مواد مخدر به مصرف کننده نهائی (خرده فروشی) مشغول می شوند.

سطح دوم (وسطی)- گروههائی هستند که با مقادیر کلان مواد مخدر سر و کار دارند. آنها با پردازش نهائی، بسته بندی، نگهداری، حمل و نقل (از جمله فرامرزی) و عمده فروشی مواد مخدر مشغول می شوند. دقیقا گروههای این سطح را کارتلها و سندیکاهای مواد مخدر و مدیران آنها را سلاطین مواد مخدر می نامند.

کارتل مواد مخدر چیست؟ م. گلنی (M. Gelnny)، کارشناس جنایات سازمانیافته می نویسد: «کارتل، یعنی  شرکت مرکزی، مرکز تجمع گروههای مافیائی کوچک و بزرگ، که به این یا آن شکل در این عرصه سهیم اند… برخلاف تصور عمومی از کارتل، این کارتلها بشدت غیرمتمرکز هستند».

در سده گذشته بزرگترین کارتلهای مواد مخدر در کلمبیا مستقر بودند. مشهورترین آنها، کارتلهای کالی و مدلینی (بنام شهرهای کلمبیا) بودند. برای درک ابعاد فعالیت کارتلهای مواد مخدر، اطلاعات مربوط به کارتل کالی در سالهای ۱۹۹۰ را که در زمان خود بوسیله اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا تهیه کرده، یادآوری می کنیم: «درآمد سالانه مافیای کالی ۴ تا ۸ میلیارد دلار برآورد می شود؛ این تشکیلات بمثابه کار و کسب خوب سازمانیافته مدیریت می شود، که در آن، سران مافیای کالی برای کلمبیا و آمریکا… تصمیم می گیرند. آنها مؤسسات بین المللی خود را بواسطه سیسم پیچیده تلفنها، دورنویسها(فاکسها)، پیامگیرها و کامپیوترها، اداره می کنند، شبکه اطلاعاتی خاص خود را دارند، که می تواند با سازمانهای اطلاعاتی اکثریت کشورهای رشد یافته رقابت نماید. سلاطین مواد مخدر کالی، کنترل فرودگاه شهر کالی را در اختیار دارند و شرکت تاکسیرانی و تلفنی دارد. آنها می دانند، که چه کسی به کالی آمد و چه کسی از کالی رفت، چه کسی با پلیس صحبت کرد و چه کسی با نهادهای امنیتی آمریکا همکاری کرد».

توجه به این نکته لازم است، که نام گروه تاجران مواد مخدر «کارتلهای مواد مخدر» (از همان نوع که در کالی مستقر است) کاملا دقیق نیست. اصطلاح «کارتل مواد مخدر» اساسا با قراردادی که بین چند گروه بسته می شود، تعیین می گردد. توافقنامه ها، پیش از همه به تقسیم بازار مصرف «کالا» مربوط می شود. همان گروههای کلمبیائی هم در باره تقسیم بازار ماری جوآنا و کوکائین در ایالات متحده آمریکا با هم به توافق رسیدند. گروه بندی کالی، بطور خاص، طبق این توافقنامه، بازار نیویورک را در اختیار دارد.

گروههای تاجران مواد مخدر از نوع کارتلهای کالی و مدلینی را سندیکاهای مواد مخدر نامیدن صحیح تر است. سندیکا در ادبیات اقتصادی و حقوقی بمثابه اتحاد مؤسسات ظاهرا مستقل دارای فعالیت بازاریابی مشترک تعریف می شود. گروههایی در کلمبیا، مکزیک، افغانستان، کشورهای «مثلث طلائی»، آفریقای جنوبی و سایر کشورها فعالیت می کنند، که تولید و پردازش مواد مخدر را سازمان می دهند. آنها «کالای» تولیده شده را به دفتر مشترک تحویل می دهند و دفتر نیز «کالا» را بشکل  عمده عرضه می کند. شکل سنتی سندیکا در مقابل چشم ماست. اما چند سندیکا برای ایجاد بازار مصرف معاهده کارتلی امضاء می کنند. هر کشور بزرگ (آمریکا، انگلیس، آلمان، فرانسه و غیره)، در واقع، یک بازار بزرگ مواد مخدر است که آن را چند سندیکا که بر سر تقسیم بازار توافق کرده اند، اداره می کنند. «سر» سندیکا در کشور مصرف کننده، «دُم» آن در کشور تولید کننده «کالا» مستقر است. رهبران اصلی سندیکای مواد مخدر افغانستان را مثلا، باید در هزاران کیلومتر دورتر از مزارع تریاک افغانستان، در ترکیه، در کشورهای اروپائی و آمریکا جستجو کرد. عملا همه سندیکاهای مواد مخدر، سازمانهای فراملی هستند.

امروز مرکز و مسیر قاچاق مواد مخدر در مقایسه با سده گذشته بشدت تغییر کرده است. گروههای مافیای مواد مخدر مکزیک (کوکائین) و افغانستان (تریاک و هروئین) در سده بیست و یکم به جایگاه نخست ارتقاء یافته اند. هر چند هم این گروهها توافقنامه تقسیم بازار مصرف امضاء می کنند، ولی همان توافقنامه ها مرتبا نادیده گرفته می شوند. مبارزه برای تقسیم مجدد بازار آغاز می گردد، که به جنگ واقعی فرامی روید.

سطح سوم (فوقانی)- گروههائی هستند که با «کالا» مستقیما تماس ندارند. نهادهای اصلی تشکیل دهنده مجموعه سطح سوم (فوقانی) تشکیلات مافیای معاصر مواد مخدر، عبارتند از بانکها، سازمانهای امنیتی، رسانه های جمعی. همه آنها از وضعیت حقوقی برخوردارند. در باره بانکها و سازمانهای امنیتی ذیلا سخن خواهد رفت. علاوه بر آنها، نمایندگانی از قوای مقننه و قضائیه، تعدادی از مقامات بخشهای کلیدی قوه مجریه جزو سطح سوم مافیای مواد مخدر هستند. این نهادها و افراد بافت محکم یک شبکه را تشکیل می دهند و با خروج آن از محدوده مرزهای ملی، شبکه جهانی شکل می گیرد. تشکیل شبکه جهانی مافیای مواد مخدر به روند لیبرالیزه کردن (آزادسازی)جهانی نقل و انتقال کالاها، انسانها، سرمایه ها، اطلاعات که از سه- چهار دهه پیش آغاز شده و از نیمه دوم سالهای ۹۰ جهانی سازی نامیدند،  کمک نمود. مافیای مواد مخدر را در واقع می توان بمثابه یک شرکت جهانی مواد مخدر تعریف کرد که در بسیاری از کشورهای جهان شعبه و نمایندگی دارد.

مسائل استراتژیک زیر در سطح سوم (فوقانی) حل و فصل می شود:

آ)- «شستشوی» پولهای نقد حاصل از فروش «کالا»؛

ب)- جابجائی درآمدهای حاصل از فروش «کالا»، در بخشهای مختلف اقتصاد؛

ج)- تأمین «پوشش» عملیات جاری مافیای مواد مخدر در سطح اول و بویژه در سطح دوم؛

د)- فراهم کردن شرایط مساعد برای توسعه تجارت مواد مخدر در کشورهای مختلف.

ادامه دارد…

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این نوشته در مارس 18, 2013 بدست فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: