ابراهیم شیری

سیاسی – اجتماعی – اقتصادی (تحلیلی- تحقیقی)

دخالت بیشرمانه امپریالیسم در امور داخلی سوریه با نقض آشکار همه موازین حقوق ملل

منابع:

توفانشماره  ۱۴۵فروردینماه۱۳۹۱  آوریل  ۲۰۱۲،  ارگانمرکزیحزبکارایران

http://www.hafteh.de/?p=27589

اکنون یکسال است که نمایشات اعتراضی در سوریه ادامه دارد، ولی دولت بشار اسد بر سر قدرت باقی مانده است.

دولت بشار اسد در قبل از دسیسه های اخیر امپریالیستها علیه حاکمیت سوریه، مدتها بدنبال برنامه های اقتصادی نئولیبرالی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول رفت و اقتصاد سوریه را با مشکلات عدیده روبرو نمود. این دولت در مبارزه علیه تروریستهای القاعده متحد رسمی امپریالیسم آمریکا بود و بسیاری از اسراء را برای شکنجه به زندانهای سوریه می فرستادند تا آنها را مُقر آورند. دولت بشار اسد مانند حافظ اسد یک رژیم سرکوبگر و ضد کمونیستی بود که جنبش کمونیستی و کارگری را سرکوب کرده بود. رژیم بشار اسد با نظام حزب بعث که دست کمی از استبداد صدام حسین نداشت و ندارد، مقدرات مردم سوریه را در دست اقلیتی سرمایه دار غارتگر و تا حدودی خانوادگی قرار داده است. رژیم بعث سوریه یک رژیم غیر مذهبی هست، که تلاشهای اخوان المسلمین را که با اخوان المسلمین مصر در تماسند بشدت سرکوب کرده است. در این باره که رژیم سوریه یک رژیم دموکراتیک نیست، کسی در جهان دچار تردید نیست. ولی این همه ی حقیقت در مورد رژیم سوریه نیست. دولت سوریه در جبهه مقدم مبارزه علیه اسرائیل ایستاده است. دولت سوریه در دریائی از ممالک متزلزل نظیر لبنان و عراق قرار دارد و با سوء ظن به وضعیت افغانستان و لیبی نگاه می کند. مردم سوریه نیز این حقایق را می بینند و توجه دارند که مخالفت اقلیت متشکلی در سوریه که بشدت از جانب نیروهای خارجی از هر نظر تقویت می شوند، دارای رنگ ارتجاعی مذهبی و ضد ملی بوده و کوچکترین رگه ای از دموکراسی در آن نهفته نیست. مردم سوریه که از سرنوشت ممالک مورد تجاوز و بی ثباتی دائمی آنها واهمه دارند، بختی هم در نزدیکی به اپوزیسیون خود فروخته سوریه که همدست امپریالیستهاست نمی بینند و بتدریج از این اپوزیسیون خود فروخته که عکسبرگردان اپوزیسیون چلبی در عراق است، فاصله گرفته اند. آنها رژیم سرکوبگر بشار اسد را که امنیت سوریه را به شیوه خویش حفظ کرده است، بر آشوب مذهبی و رودرروئی مذهبی و استقرار یک رژیم سلفیستی زیر چتر وهابیت عربستان سعودی در سوریه، ترجیح می دهند. گذشته از این مردم سوریه به حمایت از جنبش فلسطین و لبنان و مقاومت در مقابل صهیونیسم اسرائیل می پردازند و واهمه دارند که رژیم غیر قابل محاسبه بعدی به این آمال ملی خیانت کند. انتخاب مردم سوریه یک انتخابی است که به آنها توسط شرایط عینی تحمیل شده است. آن میلیونها نفری که به حمایت از بشار اسد به خیابانها می آیند و یا آن اکثریت خاموشی که حاضر نیستند با اپوزیسیون خود فروخته همکاری کنند به این معنا نیست که همه مدافع رژیم بشار اسد هستند، آنها خواهان حفظ وطنشان سوریه می باشند تا استقلال و تمامیت ارضی اش را در مقابل تجاوز و تجزیه سوریه حفظ کند.

روزنامه زود دویچه سایتونگ در شماره ۱۷ تا ۱۸ ماه مارس ۲۰۱۲ در گزارشی از سوریه به نکات قابل تعمق زیر، با کنایه اشاره می کند. از جمله با حضور در یک مصاحبه می نویسد: “پشت همه این ها دول غربی قرار دارند. این ادعای عماشا حامد است که خود را به عنوان آموزگار زبان انگلیسی در بوقاطی معرفی می کند. در راس آنها ایالات متحده آمریکا و بعدش اسرائیل است. وی در خاتمه اظهاراتش خشمش را در مورد اتحادیه عرب نیز ابراز می دارد. “اصلا موضوع بر سر تحقق دموکراسی نیست”، “غرب می خواهد اسد را سرنگون کند، برای اینکه با ایران و حزب ﷲ متحد است. کشورهای خلیج و عربستان سعودی  می خواهند سوریه را اسلامی کنند”. در این سناریو باید جائی هم برای القاعده در نظر گرفت که هنگهای تروراش با پول قطر بر ضد ارتش قهرمان سوریه می جنگند و مردم را قصابی می کنند.” همان روزنامه از قول وزیر امور خارجه اسرائیل آقای آویگدور لیبرمن می نویسد: “اسرائیل کالاهای کمکی برای شورشیان آماده خواهد کرد. ریاست ارتش “بنی گانتس” (Ben Gantz) که با صدای بلند می اندیشید، به باز کردن مرز برای پذیرش فراریان سوریه فکر می کرد.”. خانم کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا در همایش تونس که بر ضد یک کشور مستقل عضو سازمان ملل متحد سرهم بندی شده بود، به صراحت و وقیحانه اظهار داشت: “آمریکا ۴۰ میلیون دلار برای درمان مجروحین جنگی و ترتیب مداوای آنها اختصاص داده است”. آن داروئی که آمریکا بدست القاعده می رساند، ساخت کارخانجات تسلیحاتی آمریکاست.

روزنامه کلنر شتات آنسایگه در آلمان در شماره ۱۸ تا ۱۹ فوریه ۲۰۱۲ در مورد نفوذ القاعده که با همدستی امپریالیستها و عربستان سعودی بنا بر مصلحت کنونی آنها تقویت می شوند، می نویسد: “شبکه القاعده بر اساس ارزیابی سازمانهای جاسوسی آمریکا در بخشی از اپوزیسیون سوریه رخنه کرده است. مدیر سازمان جاسوسی آمریکا “جیمز کلاپر” (James Clapper) در روز پنجشنبه در طی پرس و جوئی در کمیسیون سنا، اظهار داشت بمب گذاریهای اخیر در پایتخت دمشق و در مرکز اقتصادی حلب زیر سر القاعده بود.”.

آقای توتن هوفر آلمانی که از شخصیتهای سیاسی دست راستی آلمان بوده است، در سفری به سوریه گزارشی منتشر کرده که در روزنامه کلنر شتات آنسایگه مورخ ۲۶ و ۲۷ نوامبر ۲۰۱۱ منتشر شده است. این گزارش مربوط به سفر ایشان به شهر حمص است. وی می نویسد: “مجددا با جوانان بحث کردیم. این دفعه مسیحی بودند. آنها هم مرتب برای دموکراسی تظاهرات می کنند… آنها گزارش می دادند که مامورین امنیتی بسیار وحشیانه عمل می کنند، ولی شورشیان تا دندان مسلح و بیرحم  نیز همین کار را می کنند. تعداد آنها ۵۰۰۰ نفر است که تنها رقم ناچیزی از آنها سربازان فراری اند که آنهم در تبلیغات غربیها اهمیت دارند. .. آنها فقط سربازان و مامورین انتظامات را نمی کشند، بلکه حساب شده افراد عادی را نیز می کشند. و قبل از همه علوی ها و حتی مسیحی ها را هم می کشند. هر کس در حمص این قبیل موارد را می شناسد. این ادعا که آنها برای حمایت از تظاهرات حضور دارند، بهانه ای بیش نیست. نیت آنها تشدید اختلافات، ایجاد هرج و مرج است. هیچکس نمی داند چه کسی آنها را رهبری می کند…”.

اعمال نفوذ امپریالیستها و سازمانهای جاسوسی و رسانه های صهیونیستی اشکال بسیار آشکار و گستاخانه ای بخود گرفته است. رنگ زورگوئی و وقاحت و ریاکاری از سراپای آن می بارد. همه دراکولاهای خفاش صفت، یکشبه بشردوست شده اند و دندانهای خویش را برای مکیدن خون مردم سوریه تیز می کنند.

خانم هاله قدمانی که یکی از چهره های اپوزیسیون سوریه است، در طی اعلامیه ای بر ضد حمایت موذیانه برنارد هانری لوی که یک فرانسوی صهیونیست و از بانیان تجاوز به لیبی بوده و با اپوزیسیون خودفروخته ایران نیز روابط حسنه دارد، برخاست و در طی مقاله ای اپوزیسیون سوریه را از همکاری با عمال صهیونیستها برحذر داشت و نوشت: “اپوزیسیون سوریه با نگرانی از سوء استفادۀ رژیم دمشق، خواستار بایکوت هانری لوی شده، او را “دشمن حقوق فلسطینیان” می خواند.

مجله “قاعده بازی”(La règle du jeu) متعلق به برنارد هانری لوی، چند تن از شخصیت های اپوزیسیون برون مرزی سوریه را برای شرکت در میتینگی در روز دوشنبه چهارم ژوئیه در پاریس دعوت کرده بود، ولی آنان این دعوت را به طور علنی رد کردند. یکی از آنان اظهار داشت: “این پیام همبستگی به شرطی می توانست قابل شنیدن باشد که هویت پیام دهنده چنین مشکل ساز نمی بود”.

خانم سهیر الاتاسی چهره معروف اپوزیسیون داخل کشور سوریه از مخفی گاه خود نوشت: “فردی که دشمن حقوق یک ملت [فلسطین] است، نمی تواند ادعای پشتیبانی از انقلابی را بکند که بر همان حقوق متکی است”.

روز شنبه ۲ ژوئیه، دوستان او متنی را منتشر کردند که وی از “سوری هائی که شرکت در کنفرانس دوشنبه پاریس را به دعوت “کمیته نجات سوریه”، ساخته و پرداخته برنار هانری لوی، پذیرفته بودند، خواست که در آن شرکت نکنند و عدم شرکت شان را نیز به اطلاع عموم برسانند.”. او اضافه کرد: “همچنین من از سوری های آزاده و همه وجدان های حقیقت جو می خواهم که این کنفرانس را بایکوت کنند و دلیل این بایکوت را توضیح دهند”.

برنارهانری لوی: “ارتش اسرائیل، انسانی ترین ارتش جهان مدرن”

اپوزیسیون سوریه به رغم مبارزۀ دشوار برای آزادی کشورشان، بر روی برخی اصول مصالحه نمی کنند. آنان با رد “سناریوی لیبی”، اجازه نمی دهند که برنارهانری لوی و همدستان او که آشکارا پشتیبان فعال اسرائیل اند، از آرمان آنها سوء استفاده کنند.

سهیر الاتاسی یادآوری می کند:

“برنارهانری لوی کودکان مقتول غزه را “تلفات جانبی اجتناب ناپذیر جنگ با تروریسم” تلقی کرده و در پی کشتار اردوگاه جنین در سال ۲۰۰۲، توسط ارتش اسرائیل بر روی یک تانک اسرائیلی از اردوگاه دیدن کرد و عکس های وی و اظهاراتش در مطبوعات منتشر شد. او گفته بود: “ارتش اسرائیل انسانی ترین ارتش تاریخ مدرن” است.

“برنارهانری لوی، سوری ها را از حمایت خود معاف کنید!”….  (نقل از نشریۀ اینترنتی “خیابان ۸۹″ (RUE 89)، سوم ژوئیه    ۲۰۱۱، تحت عنوان “اپوزیسیون سوریه حمایت موذیانه برنارد هانری لوی را رد می کند”، مورخ پنج شنبه ۷ ژوئیه ۲۰۱۱، نویسنده: هاله قدمانی Hala Kodmani ترجمه بهروز عارفی).

بمب گذاریهای عوامل القاعده و سلفیستهای عربستان سعودی در شهرهای بزرگ نظیر شهر دمشق برای ایجاد اغتشاش و مشوش کردن افکار عمومی که بخشی از جنگ روانی امپریالیستها بود، در مردم تاثیرات معکوس بجای گذارد و آنها را بیشتر بدور بشار اسد متحد کرد.

دولت اسد از نظر سیاست راهبردی جهانی در خاورمیانه و دسترسی بدون مانع امپریالیستها به منابع انرژی خلیج فارس، یک مهره ناجور به حساب می آید، زیرا هم متحد ایران بوده و از حزب ﷲ لبنان حمایت کرده و مانند شمشیر دموکلس بالای سر اسرائیل آویزان است و هم پایگاه دریائی خویش را در دریای مدیترانه به روسها واگذار کرده است و این امر برای پیمان ناتو دلچسب نیست و مانند استخوان لای زخم می ماند، که آنها را بشدت آزار می دهد. امپریالیستها برای فشار بر ایران و حفظ  بقاء کشور اشغالگر اسرائیل، به این نیاز دارند تا رژیم کنونی سوریه را از پیش پای خویش به عنوان پایگاهی برای جنبش فلسطین بردارند. تغییر نظام بشار اسد، دست امپریالیستها و صهیونیستها را در سرکوب حزب ﷲ لبنان و جنبش فلسطین و محاصره همه جانبه ایران باز می گذارد. شکست سوریه یک شکست راهبردی برای ایران در منطقه است. این وضعیت شرایط بهتری برای تجاوز امپریالیستها به ایران فراهم می آورد. این تغییر رژیم سوریه، تاثیرات راهبردی در منطقه دارد. این است که بخشی از تبلیغات اپوزیسیون خود فروخته در سوریه در خدمت ایجاد دشمنی با جمهوری اسلامی ایران است. آنها ایرانی های توریست را می ربایند و در رسانه های صهیونیستی به عنوان عمال سپاه پاسداران که مستقیما در سرکوبها شرکت دارند نمایش می دهند. آنها توسط تصاویر جعلی و غیر قابل رسیدگی و تعقیب، به جنگ روانی در فضای مجازی علیه رژیم جمهوری اسلامی دست می زنند و با این کارشان در حقیقت نشان می دهند که سیاست آتی آنها، پس از استقرار قطعی رژیم مذهبی سلفیستی، اطاعت کامل از امپریالیست آمریکا و حمایت از عربستان سعودی و ایجاد رژیم اسلامیستی در سوریه است. مخالفت آنها با رژیم جمهوری اسلامی، در حمایت از مردم ایران نیست، در دشمنی آشکار و کینه توزانه با مردم ایران است، تا راه تجاوز امپریالیستها به ایران را هموار سازند وگرنه کسی مانع آنها نمی شود که به تجاوز عربستان سعودی به بحرین و اشغال بحرین اعتراض کنند. ولی شما حمایتی از مردم بحرین در مورد این اقدام جنایتکارانه عربستان سعودی نمی بینید. اپوزیسیون خودفروخته ایران نیز با این جنایتکاران بر ضد ملت ایران همکاری می کند و نامش را مبارزه با جمهوری اسلامی می گذارد.

بخشی از اپوزیسیون سوریه خواهان همکاری با رژیم بشار اسد است، مشروط بر اینکه این رژیم به پاره ای اقدامات اصلاحی دست بزند. تغییر قانون اساسی و وعده های دموکراتیک و پذیرش آزادی احزاب و انتخابات آزاد، مانورهای اخیر رژیم بشار اسد، برای ایجاد تزلزل در میان اپوزیسیون سوریه است، که تا آنجا که بنظر می رسد با موفقیت روبرو بوده است. بخش مزدور آمریکائی و فرانسوی این اپوزیسیون به زبان عریان اعلام کرد، که هدفش سرنگونی رژیم سوریه است و به هیچگونه اصلاحاتی روی موافق نشان نخواهد داد. البته این اپوزیسیون از روز نخست نیز در پس پرده با همین هدف به میدان آمده بود، ولی نمی توانست آنرا به صراحت بر زبان آورد و باید خود را یک اپوزیسیون “دموکراتیک” نشان می داد. منفرد شدن این اپوزیسیون ناچیز، هر روز بیشتر آنها را به سمت موضعگیریهای ارتجاعیتر سوق داد، بطوریکه امروز دیگر به زبان انگلیسی و خونخوارانه سخن می رانند.

امپریالیستها کوشیدند عمال نظامی و تروریستهای اجیر خویش را از لیبی و قطر و عربستان سعودی از طریق اردن و لبنان و ترکیه وارد سوریه نمایند. این تروریستها وظیفه داشتند نمایشات بدور از خشونت مردم را که خواهان اصلاحات دموکراتیک و اقتصادی بودند با هدف شلیک قرار دادن مردم و مامورین رژیم اسد و سربازان ارتشش، از کمینگاههای خویش و انداختن گناه آن به گردن رژیم بشار اسد، موجی از تشویش و بحران و خونخواهی در پاره ای از شهرها ایجاد کنند. آنها برای توجیه دارا بودن این حجم از سلاحهای مدرن و مامورین کارکشته نظامی، سازمان به اصطلاح “ارتش آزاد سوریه” را اختراع کردند، تا حضور نیروهای نظامی و تروریستی در سوریه را با بی شرمی هر چه تمامتر برای فریب افکار عمومی جهان استتار کنند. امپریالیستها با این کار می خواستند دخالت مستقیم خویش در امور داخلی یک کشور مستقل را بپوشانند. دولت اسلامی ترکیه که پناهندگان ایرانی را پس می فرستد و آنها را بشدت تحت فشار قرار می دهد، در مرز ترکیه شهری برای پناهنگان سوریه بنا کرده است تا مرکز خرابکاری و اخلال در داخل خاک سوریه شوند. می خواهند نام این اردوگاه را منطقه “آزاد سوریه” بگذارند. اینکه چند هزار نفر از این افراد پناهنده واقعی هستند، بر کسی معلوم نیست. دولت ترکیه گاه و گداری با اشاره آمریکا احساسات “بشردوستانه اش” جوش می آید و فریاد می زند، که دیگر درجه صبر و تحملش تمام شده و قادر نیست “کشتار” مردم سوریه را به عنوان ناظر بی طرف پذیرا شود. سازمانهای جاسوسی، مشتی خود فروخته و مستخدم را به جلوی دوربینهای خبرنگاران می آورند که درخواست کنند، در سوریه “منطقه پرواز ممنوعه ایجاد شود”. این اسم رمز درخواست به تجاوز به سوریه است و باید از وضعیت ساختگی تجاوز به لیبی الهام گرفته باشد. انسان بی اختیار خنده اش می گیرد. در سوریه اساسا هواپیمائی پرواز نکرده است که برایش منطقه پرواز ممنوعه ایجاد کنند. از این گذشته دولت رسمی سوریه حق دارد در داخل کشور مستقل خودش به پرواز هواپیماهای سوری نظارت داشته و اختیارش را در دست داشته باشد، اگر منطقه ممنوعه ای باید عملی شود، مربوط به هواپیماهای ناتو است و نه هواپیماهای سوریه که هر لحظه باید بتوانند از تمامیت ارضی کشورشان در زمین و آسمان دفاع کنند. تلاش امپریالیستها برای سرنگونی رژیم سوریه با تکیه به اقلیتی وارداتی و ساختگی و خود فروخته، تا کنون با موفقیت روبرو نبوده است. تلاش برای ایجاد یک چتر توجیهی و حقوقی با تصویب قطعنامه ای مداخله جویانه در امور داخلی سوریه با وتوی روسیه و چین روبرو شده است و امپریالیستها را وادار کرده که پرده پوشی را بکناری نهند و رسما فاتحه سازمان ملل متحد را با نقض همه مقررات و منشور آن بخوانند. تجربه لیبی و سوریه پایان مشروعیت سازمان ملل نیز به حساب می آید و باید به هشیاری ملتها بیفزاید. منابع روسیه به نقل از نماینده دائمی روسیه در شورای امنیت سازمان ملل مطالبی به شرح زیر منتشر کردند: “ویتالی چورکین، نماینده دائمی فدراسیون روسیه در سازمان بین المللی، روز چهارشنبه در جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد اعلام کرد: مسکو خبرهای مربوط به آموزش شرکت کنندگان درگیریهای مسلحانه ضد دولت سوریه در خاک لیبی را با نگرانی دنبال می کند.

بگزارش «ریا نووستی»، روز گذشته در پشت درهای بسته، جلسه بررسی طرح قطعنامه جدید پیشنهادی ایالات متحده آمریکا راجع به اوضاع سوریه با شرکت ۵ عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد و نماینده مراکش برگزار شد.

ویتالی چورکین، نماینده دائمی فدراسیون روسیه در سازمان ملل متحد گفت: “خبرهای رسیده حاکی از آن است که در خاک لیبی و با پشتیبانی دولت این کشور، مرکز مخصوصی برای آموزش باصطلاح انقلابیون سوریه تأسیس شده است و آموزش دیدگان این مرکز برای انجام عملیات نظامی برعلیه دولت قانونی به سوریه اعزام می شوند. این اقدام بر هیچیک از موازین بین المللی منطبق نیست. چنین اقداماتی تلاشها برای برقراری ثبات در منطقه خاورمیانه را مختل می سازد.”

وی در ادامه سخنانش گفت: “با در نظر گرفتن اینکه القاعده در اراضی سوریه فعالیت می کند، این سؤال پیش می آید که: آیا صدور تروریسم جایگزین صدور انقلاب نمی شود؟”.

آقای  لئونید ساوین تحت عنوان “چه کسی باند موسوم به “ارتش آزاد سوریه” را مسلح می کند در مجله آمریکایی “سیاست خارجی”(Foreign Policy) در مقاله تحت عنوان “مسئله سوریه” بصراحت می نویسد: «حمله نظامی ناتو به لیبی با مجوز سازمان ملل متحد و پول قطر، اینک می تواند در سوریه تکرار شود، ایالات متحده آمریکا و متحدان ناتویی آن با تسلیح ارتش آزاد سوریه به اجرای همین سناریو مشغولند». همه اینها بعقیده نویسنده آمریکایی، در چهارچوب دکترین «مسئولیت حفاظت» سازمان ملل متحد به اجراء گذاشته می شود. در عین حال، مؤلف با احتیاط چنین نتیجه گیری را می کند که یک تصمیم نادرست در باره سوریه می تواند به پیامدهای بسیار جدی منجر شود.

درست زمانیکه پارلمان اروپا در ۱۶ فوریه با تصویب قطعنامه ای از روسیه می خواهد از فروش هر گونه سلاح و تجهیزات نظامی به سوریه خودداری نماید، در آمریکا هیاهوی تحویل سلاح به هر کسی که برای سرنگونی بشار اسد تلاش می کند، بلندتر شنیده می شود. جون مک کین برای «تسلیح اپوزیسیون» اصرار دارد و الیوت آدامس، عضو با نفوذ شورای روابط بین الملل در مصاحبه با سی ان ان(CNN) ضمن پشتیبانی اکید از موضع او، می گوید: «من خواهان دادن پول به آنها (اپوزیسیون سوریه. ل. س.) هستم و من خواهان تحویل سلاح به آنها هستم».

در هر حال، منظور از این فراخوانها، پرده پوشی است. در این که دولت باراک اوباما در مسئله سوریه، ضمن تأمین و تجهیز مخالفان بشار از طریق کشور ثالث هم با پول و هم با اسلحه، عملا بازی دو گانه می کند، تردید نیست. ایالات متحده آمریکا در طول ۲۰ سال اخیر بزرگترین فروشنده سلاح به کشورهای خاورمیانه بوده و تقریبا نیمی از همه تسلیحات و تجهیزات جنگی آمریکا به این منطقه صادر می شود.

عنصر اصلی این بازی جنجالی، عبارت از ارتباط «ارتش آزاد سوریه» با تروریستهای اسلامی و سازمانهای جاسوسی غرب می باشد. «ارتش آزاد سوریه» شاخه نظامی شورای ملی سوریه، مخالف رژیم بشار اسد است و از سوی یکسری کشورهای غربی برسمیت شناخته می شود. البته این مسئله که این «ارتش» از سوی خود اپوزیسیون بعنوان سازمانی تبلیغ می شود که از متمردان و فراریان از نیروهای مسلح سوریه تشکیل یافته، بخشی از واقعیت است. در صفوف آن، مجاهدان عرب قاتل سربازان آمریکایی و متحدان آن در عراق و افغانستان و همچنین، مزدورانی از دیگر کشورها که پس از شروع مناقشات به سوریه اعزام شدند، می جنگند. اخیرا رهبر جدید القاعده، ایمن الظواهری، مسلمانان ترکیه، عراق، لبنان، اردن و کشورهای دیگر را برای ارائه هر گونه کمک به «برادران سوری» فراخواند.

مقر «ارتش آزاد سوریه» در ترکیه واقع است و در ماه نوامبر سال گذشته در حدود ۶۰۰ نفر «جندالله» وابسته به القاعده لیبی برهبری عبدالحکیم بالحاج به آن پیوستند. بر اساس ادعای خوزه ماریو ازنار، نخست وزیر سابق اسپانیا بالحاج به سازماندهی عملیات تروریستی ۱۱ مارس سال ۲۰۰۴ مادرید متهم است. المهدی هتاری لیبیائی که تا قبل از پیوستن به «القاعده»، در ایرلند اقامت داشت، در میان برخی گروه های شبه نظامی در سوریه در نزدیکی مرز ترکیه دیده شده است. وی، فرمانده تیم طرابلس بود و در شورای طرابلس فرد شماره دو بعد از بالحاج بحساب می آمد. هتاری، پس از استعفا در لیبی، اعلام کرد که می خواهد به سر زندگی خود در ایرلند باز گردد ولی از ترکیه سر در آورد و از آنجا نیز در رأس یک گروه شبه نظامی به اراضی سوریه وارد شد. تری میسان می نویسد که هتاری وابسته به گروه مبارزان مسلمان لیبی می باشد که رسما در لیست سازمانهای تروریستی آمریکا قرار دارد، و در ماه ژوئن سال ۲۰۱۰ در میان فعالان مدافع فلسطین در کشتی «ماوی مرمره» حضور داشت (مأموران امنیتی سازمانهای جاسوسی آمریکا نیز در میان هئیت های این کشتی حضور داشتند). هنگام حمله نیروهای ویژه اسرائیل به کشتی، او مجروح گردید و ۹ روز در زندان اسرائیل بسر برد و سپس آزاد شد.

در سایتهای اینترنتی جهادگرایان اطلاعات زیادی در باره سازماندهی شبه نظامیان و تسلیح آنها در سوریه برای جنگ با دولت این کشور درج شده است. این امر از کشورهای عربی همسایه و ترکیه جریان می یابد. در سایت «انصار المجاهدین» منبع اطلاع رسانی بین المللی شبه نظامیان اسلامی، متن دعوت به جهاد علیه سوریه درج شده (در آنجا، از جمله، ویدئو فیلم وهابیون روسیه نیز درج شده است) و یکی از آنها بنام نصرالدین الحسنی می نویسد، که امیر ابو اسامه المجاهر در عملیات مرز عراق و سوریه کشته شد. ۱۲ فوریه، همام سعید، رهبر «اخوان المسلمین» در اردن نیز به جهاد علیه دولت سوریه فرمان داد و پیوستن به «ارتش آزاد سوریه» را جزء «وظایف اسلامی» خواند….”

وضع از این هم برای خرابکاری بدتر است. سازمانهای جاسوسی در شبکه مجازی به پخش فیلمهای ساختگی مشغولند و برخی ایرانی های خود فروخته و جاسوس و یا نادان سیاسی که سوراخ دعا را گم کرده اند، به توزیع این بنجلات، بدون جیره و مواجب همت گماشته اند. رسانه های امپریالیستی که هشیارتر هستند و گرگ باران دیده اند، به راحتی این ایرانیان دم لای تله نمی دهند. آنها در تمام اخباری که از سوریه منتشر می کنند و مطمئن هستند، جعلی است این جمله را اضافه می کنند، که نمی توانند صحت و سقم این اخبار را تائید کنند، چون این اخبار از طریق غیر مستقیم بدست آنها رسیده است. این رسانه های امپریالیستی جا باز می گذارند که این صحنه های جنگی در هالیوود ساخته شده و یا در حمص اتفاق افتاده است. تازه وقتی خبرنگاران جاسوس آمریکا و فرانسه را در شهر حمص بدرجه شهادت مفتخر می کنند، رسانه های گروهی امپریالیستی نعره می زنند، که ارتش سوریه صدای آزادی را در حمص خفه کرده است. اینجاست که معلوم می شود مشتی جاسوس سازمانهای امنیتی بنام خبرنگار و کارشناس و مسئولان تدارکات جنگی و اجیران خارجی که زبان عربی هم بلد نیستند، بطور غیر قانونی از مرزهای یک کشور مستقل و قانونی و عضو رسمی سازمان ملل متحد، بدون روادید رسمی گذشته اند و بکار خرابکاری مشغول بوده اند. طبیعی است که این افراد باید به عنوان مجرم و خاطی در مقابل دادگاههای سوریه پاسخگو باشند و دستگیر و محاکمه شوند. قبل از این اعمال نفوذهای خرابکارانه سفیر فرانسه و آمریکا برای تقویت روحیه اپوزیسیون مذهبی در سوریه به شهر حمص بر خلاف تعهدات بین المللی و بدون اجازه رسمی دولت سوریه و تنها با گردن کلفتی، طلبکارانه مسافرت کردند، تا آنها را به سرنگونی رژیم بشار اسد ترغیب کنند. چندی پیش حتی ۱۳ سرباز فرانسوی در خاک سوریه که با ضد انقلاب همکاری می کردند به اسارت درآمدند. یعنی در ناآرامی های سوریه ارتش فرانسه مستقیما دخالت دارد و این تجاوز به یک کشور و اعلام جنگ علیه آن است. این نقض آشکار حقوق ملل و نقض صریح منشور ملل متحد است. حد دخالت در امور داخلی کشورها از بلندترین ارتفاع بی شرمی نیز گذشته است. دبیرکل دست نشانده سازمان ملل به جای اینکه نمایندگان رسمی فرانسه و آمریکا را مورد مواخذه قرار دهد و رفتارشان را در مداخله آشکار در امور داخلی یک عضو رسمی سازمان ملل متحد محکوم کرده از آنها توضیح بخواهد، در کنار دست اربابش اوباما ایستاده است و مانند گماشته دستورات آنها را اجراء می کند.

ولی علیرغم همه دسیسه های امپریالیستها و اعزام مزدور عرب و کلمبیائی و ترک و لبنانی و عراقی و… به حمص و پاره ای شهرهای دیگر ضد انقلاب سوریه بشدت سرکوب شده و القاعده و عمال اجیر شده خارجی مجبور شده اند خاک سوریه را سراسیمه ترک بنمایند. برنامه امپریالیستها برای “آزاد سازی” حمص و تشکیل مقری برای دولت به ظاهر قانونی و مورد تائید امپریالیستها بنام “شورای عالی ملی سوریه” و یا نظایر آن که در لیبی اختراع کردند با شکست روبرو شده و حالا مجبورند درجه دخالت را افزایش دهند. از هم اکنون پرچمهای دفاع از “حقوق بشر” را برافراشته اند و از جنایت جنگی سخن می رانند تا راه ورود ارتشهای تجاوزگر ناتو و آمریکا و اسرائیل را به خاک سوریه هموار نمایند.

رژیم بشار اسد یک راه بیشتر ندارد. باید به مردم تکیه کند. باید دست از حکومت غارت و چپاول و از استبداد بردارد. باید مردم را در مقابل تجاوز بیگانه مسلح کند. باید احزاب و سازمانهای سیاسی را آزاد کند، سانسور مطبوعات را برچیند تا مردم خودشان به زبان آمده از کشورشان در مقابل تجاوز بیگانه به دفاع برخیزند. بی تفاوتی مردم می تواند ضربه سختی به منافع ملی سوریه بزند. از همین قراین برشمرده روشن است که حکومت دست نشانده ای که در راه است و در واشنگتن و پاریس طرح ریزی شده است تا به چه حد برای مردم سوریه و منطقه خطرناک است. تجربه لیبی و سوریه تجارب زنده ای برای آموزش هستند. امپریالیستها اپوزیسیون های ساختگی و وارداتی و ناسیونال شونیستهای خودفروخته و تجزیه طلب و عناصر و افرادی از این زمره را بسیج می کنند، آموزش نظامی می دهند و به اخلال و مبارزه مسلحانه وا می دارند و آنوقت تحت عنوان حمایت از مبارزه مردم و ممانعت از کشتار که خود آنها در شلیک تیر نخست دست خواهند داشت، حقوق بشر را برای نقض حقوق ملل علم می کنند و فاجعه می آفرینند. سازمان ملل در دست آنان برگ برنده ای است تا جنایات خویش را توسط آن موسسه توجیه کنند. وتوی روسیه و چین هم دیگری رنگی ندارد و آنها از بالا سر این وتو به اعتبار “نیروی کاذب مردم” به دخالت مستقیم می پردازند و فاجعه می آفرینند. وضع مردم و کشور حتما از قبل نیز بدتر می شود، زیرا هدف رهائی مردم نبوده است، هدف غارت کشور و اسارت مردم است. این تاکتیک نوین امپریالیست است. این شتری است که می خواهند دم در ایران نیز بخوابانند. تنها زمانی مبارزه بر ضد دشمنی خارجی موثر است که با احترام به حقوق مردم و برسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت آنها توام باشد. مردم را باید برای تقابل با تجاوز بسیج کرد. نمونه اپوزیسیون خودفروخته سوریه برای نیروهای انقلابی ایران تا اپوزیسیون خودفروخته ایران را نیز بشناسند آموزنده است. اپوزیسیونی که حاضر نباشد به بهانه مبارزه برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، بر ضد صهیونیسسم و امپریالیسم مبارزه کند و بر ضد جنگ و تحریم بپا خیزد، این اپوزیسیون همان احمد چلبی در عراق و برهان غلیونی در سوریه است.

*****

صفحهحزبکار ایران(توفان)درشبکه جهانی اینترنت.      www.toufan.org

نشانیپستالکترونیکی(ایمیل).                                  toufan@toufan.org

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این نوشته در آوریل 2, 2012 بدست فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: