ابراهیم شیری

سیاسی – اجتماعی – اقتصادی (تحلیلی- تحقیقی)

بمناسبت سی و سومین سالگرد انقلاب ٢٢بهمن ۱٣۵۷

بیانیه

کمینه مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)

 

http://www.yaranema.eu/didgah_detail.php?aid=432

سی و سه سال از انقلاب مردمی خلقهای ایران، انقلابی که یکی از خشن ترین رژیمهای دیکتاتوری- پلیسی وابسته جهان و یکی از عقب مانده ترین نظامهای حکومتی در ایران را دفن کرد، می گذرد. درست سی و سه سال پیش، در ایران ما، در یکی از کشورهای مهم مشرق زمین، در یکی از اولین گهواره های تمدن بشری، انقلاب عظیمی روی داد که، بلحاظ شرکت گسترده توده های خلق و بلحاظ خواستها و مطالبات خود، یکی از حوادث نادر تاریخ این سرزمین بود. انقلاب ملی- دموکراتیک خلقهای ایران، انقلابی بود مسالمت آمیز که توده های میلیونی، پلاکارد و پرچم بدست به اعتراض برخاستند و شمار زیادی از فرزندان آن با تیرهای خصمانه رژیم حاکم در خون غلطیدند. در طول قریب ۱٤ ماه از آغاز حرکت اعتراضی توده های خلق، روزی نبود که خاک میهن با خون فرزندان خویش رنگین نگردد. هر قدر انقلاب تعمیق می یافت، هر قدر صفوف نیروهای انقلاب فشرده تر و گسترده تر می شد، رژیم خفقان نیز، همان قدر، هارتر و هولناکتر عمل می کرد و بموازات آن سعی می کرد با جابجائی مهره های سوخته حکومتی انقلاب را عقیم سازد. مردم میهن بی توجه به تشکیل پیاپی دولتهای نظامی و غیرنظامی و دست آخر، ترفند تشکیل شورای سلطنت به سرپرستی شاپور بختیار، مصمم بودند و مصرّانه بر سرنگونی رژیم پادشاهی و خواستها و مطالبات ترقیخواهانه خود پای می فشردند.

امروز، بازنگری انقلاب بهمن از بلندای بیش از سه دهه، این واقعیتهای روشن آن سالها برای نیروهای انقلابی را با وضوح هر چه بیشتر عیان می سازد که عزم و اراده انقلابی مردم ایران، امپریالیسم غرب را در مقابل عمل انجام شده قرار داده بود و مسلم بود که حفظ رژیم سلطنتی از حد توان اربابان ماورای بحار آن و دست پروردگان داخلیش کاملا خارج است و طوفان انقلاب می رود تا یکی دیگر از حلقه های زنجیره وابستگی به امپریالیسم جهانی و مؤثرترین حلقه آن در منطقه خاورمیانه را از هم بگسلد. در چنین وضعیتی، طبیعی بود که امپریالیسم جهانی و در رأس آن، امپریالیسم عنان گسیخته آمریکا نمی توانست دست روی دست بگذارد. در همین رابطه است که اخراج آیت الله خمینی از عراق و اقامت وی در چهار ماه آخر پانزده سال تبعید خود در فرانسه را می توان بعنوان اولین گام امپریالیسم آمریکا برای به انقیاد کشیدن انقلاب و جلوگیری از به قدرت رسیدن حاکمیت مترقی در ایران ارزیابی کرد. در این شرایط، استقرار یک رژیم مذهبی ارتجاعی، برهبری روحانیت شیعه متشکل و دارای قرارگاههای متعدد شامل حوزه های علمیه و مدارس دینی، مساجد، تکایا و حسینه ها می توانست بهترین بدیل در مقابل نیروهای مترقی و عامل بازدارنده تعمیق انقلاب باشد.

درست با این نگرش به روند انقلاب ایران بود که پس از اقامت آیت الله خمینی در نوفللوشاتوی فرانسه، رادیوهای انگلیس، آمریکا، فرانسه، آلمان و اسرائیل، به «صدای رسای» انقلاب مردمی ایران تبدیل شدند. از این دوره به بعد، انقلاب، رنگ «اسلامی» شدیدی بخود گرفت و پس از پخش خبر «مشاهده تصویر آیت الله خمینی در کره ماه» توسط همین رادیوها و چندی بعد، تشکیل کنفرانس گوادالوپ با شرکت جیمی کارتر رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، جیمز کالاهان نخست‌وزیر بریتانیا، هلموت اشمیت صدراعظم جمهوری فدرال آلمان و ژیسکار دستن رئیس جمهور فرانسه در دی ماه ۱۳۵۷ برای بررسی وضعیت بحرانی ایران، وی به رهبر بلامنازع انقلاب تبدیل شد. این همان چیزی بود که غرب برای مهار انقلاب و از بیم افتادن ایران بدست نیروهای مترقی، مجبور به موافقت با آن بود و درست در مقابل همین دسیسه بود که شعار «نه سازش، نه تسلیم، ادامه انقلاب» در اعتراضات خیابانی مطرح شد. طرح این شعار صحت و درستی خود را در روزهای آخر حیات رژیم شاه، زمانیکه آیت الله خمینی در بازگشت از فرانسه به کشور در پاسخ به این سؤال که «الآن چه احساسی دارید؟»، گفت: «هیچ» و همچنین، در دعوت روحانیت شیعه از مردم برای رفتن به خانه های خود در روزهای ٢۱ و ٢٢ بهمن، بار دیگر به اثبات رسانید. با درک همین واقعیت بود که درست در شرایطی که از یک سو، اعوان و انصار آیت الله خمینی در اتاقهای در بسته با سران ارتش به چانه زنی مشغول بودند و از سوی دیگر، ژنرالهای آمریکایی، هویزر و گاست، علیرغم نا امیدی از بقاء رژیم شاه، امکان انجام کودتای نظامی را بررسی می کردند، رزمندگان فدائی، مجاهد، توده ای و دیگر نیروهای انقلابی، در پیشاپیش مردم برای تصرف پادگانهای ارتش و ماشین سرکوب رژیم پیشین، به مبارزه مسلحانه برخاستند.

آیت الله خمینی همراه تیمی از تبعید به ایران بازگشت که، سابقه آنها برای مردم ایران- بجز برای برخی جریانهای سیاسی- ناشناخته بود و هیچ نقشی در روند انقلاب مردمی ایران نداشتند ولی، تأثیر آنها در عقیم ساختن و خارج کردن انقلاب از مسیر خود و افتادن کشور به دامن استبداد مذهبی و تقریبا یک دهه بعد، به دامن نئولیبرالیسم، صرفنظر از رنگ و روی مذهبی آن، قابل کتمان نیست.

در طول سی و سه سال پس از استقرار رژیم جمهوری اسلامی در پی انقلاب بهمن سال ۱٣۵۷ در کشور ما، فجایع و مظالمی که بر مردم و میهن رفته است و می رود، در تاریخ ایران بی سابقه بود. این واقعیت آشکاری است که انقلاب ایران نیز مثل همه انقلابها، فرزندان خود را خورد. سقوط سلطنت و برقراری رژیم اسلامی متکی بر ولایت فقیه، چیزی نبود جز بازگشت به شیوه های اعمال حاکمیت هزار سال قبل.

کشتار بیش از یک میلیون انسان از میان گلهای سر سبد میهن در قتلگاههای رژیم، در میدانهای جنگهای محلی و بین کشوری، در ترورهای خیابانی مخالفان و قتلهای سیاسی، اعمال شکنجه های قرون وسطائی و کاربست مکانیزم «تواب سازی» و «اعتراف گیری» با بهره جستن از تجارب مخوفترین سازمانهای اطلاعاتی- امنیتی امپریالیستی، اعدامهای دسته جمعی بدون محاکمه و افزاییش شمار گورستانهای جمعی، فراری ساختن بیش از چهار میلیون ایرانی از آب و خاک خویش، رواج خشونت و خفقان در جامعه، بکارگیری شیوه های مجازات دوره های اولیه پیدایش اسلام (قطع اعضاء بدن، شلاق زدن، سنگسار، پرتاب از بلندی و بدار آویختن در انظار عمومی، قصاص) برعلیه مخالفان، گسترش هر چه بیشتر دامنه فقر و فاقه، بیکاری و بی مسکنی، اعتیاد به انواع مخدر، فحشاء و تن فروشی، تخریب فرهنگ و زبانهای ملل ایران، نیمه انسان شمردن زنان، قلع و قمع احزاب و سازمانهای دگراندیش و مخالف، خلاصه ای از مخوفترین دستاوردهای رژیم اسلامی به خلقهای ایران است که در پی انقلاب، بر کشور استبدادزده ما مسلط شد.

نا گفته نماند که انقلاب بهمن ماه سال ۱٣۵۷ خلقهای ستمدیده ایران، تنها به یکی از اهداف پیش روی خود، یعنی سرنگونی نظام پادشاهی و تغییر حاکمیت سیاسی دست یافت. پیشبرد و تعمیق انقلاب، نجات انقلاب غارت شده و نیل به اهداف ملی و دمکراتیک آن، وظیفه نیروهای چپ، ملی و سکولار است. بخصوص اینکه از همان ابتدای سلطه رژیم اسلامی بر کشور روشن بود که این رژیم بنا به ماهیت طبقاتی خود، از ظرفیت و توان ادامه انقلاب و فرارویی آن به انقلاب اجتماعی برخوردار نیست.

در سی وسومین سالگرد انقلاب بهمن، کمیته مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) ضمن دعوت از همه احزاب و سازمانهای چپ و همچنین، دیگر جریانهای ملی، مترقی و ضد امپریالیست میهن به درک وظیفه تاریخی خویش و اتحاد بر محور وظایف معوقه انقلاب، یقین دارد که این مهم، یگانه راه عبور از رژیم مستبد جمهوری اسلامی، تضمین آزادی و استقلال ایران، برقراری آزادیهای فردی و اجتماعی و تأمین مطالبات و خواستهای عاجل کارگران، زحمتکشان و همه اقشار محروم کشورمان می باشد.

  ٢۰بهمن ماه ۱٣۹۰

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این نوشته در فوریه 12, 2012 بدست فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: