ابراهیم شیری

سیاسی – اجتماعی – اقتصادی (تحلیلی- تحقیقی)

آیا این نغمه های شوم شکنجه گران رژیم است ؟؟؟!!!

شباهنگ راد

برداشت از:

http://triboonshoma.wordpress.com/2001/01/16/1425/#more-1425

سرمایه داری جهانی که بینادش بر روی خون کارگران و زحمتکشان و ادامه حیات ننگینش وابسته به جنگ و کشتار است، با دندانهای نفرت انگیز و چنگالهای خونینش همواره به دریدن مردان وزنان و کودکان در سرتاسر جهان مشغول است، ماشین کشتارش یک لحظه از کشتار و قتل عام و براه انداختن جنگ و بمباران خانه های کارگران و زحمتکشان باز نمی ایستد.

آنها برای جابه جائی مهره هایشان و مکیدن آخرین قطرات خون کارگران و زحمتکشان حتی از بمباران بنیان اقتصادی کشورها و خراب کردن خانه های آنها برسرشان فروگذار نمی کنند. 

با تأسف فراوان در مقابل چنین وضعیت جنایتبار و وحشتناک *روشنفکران خرده بورژوای بیهوده وحراف با ایجاد بحث های انحرافی ازجمله اعدام خوب است و یا بد، برجنایات و ددمنشی سرمایه داران جهانی و نوکرانشان  سایه می افکنند و از آن جائی که خود را پدرخوانده جنبش میدانند و در ضمن برای آینده خود نگران هستند، برای تعهد گرفتن از دیگران سیاه نامه پر می کنند و با نظرات راست و انحرافی خود به مسموم کردن فضای اینترنت مشغولند، تا مبادا حتی کسی تصور مجازات جانیان خونخوار را داشته باشد.

آنها با قلم های مسموم، بزعم خودشان برای منزوی کردن نظرات رادیکال و انقلابی که به افشای ماهیت سیاسی مکندگان خون کارگران و زحمتکشان در سرتاسر جهان می پردازند، آنها را روانی، عقده ای وحتی همکار رژیم خطاب می کنند.

البته این شیوه های کهنه شده ای که زندانبانان و شکنجه گران رژیم سرمایه داران اسلامی در سیاهچالهایشان در مورد مبارزین و مقاومین بکار می بردند و آنها را روانی و عقده ای و جاسوس امریکا و… خطاب می کردند تا با خیال خام خود، آنها را در اذهان کارگران و زحمتکشان و بخصوص جوانان، فاسد و منحرف نشان بدهند و همچنین مقاومت آنها را درهم بشکنند که این شیوه ضد انقلابی  مزدوران سرمایه کارآئی نداشت، به جز بالا بردن روحیه مقاومت و ادامه مبارزه و کاملأ طبیعی است که در حال حاضر هم نه تنها نیروهای رادیکال و انقلابی ضد سیستم گندیده سرمایه در مقابل این نغمه های شوم عقب نشینی نخواهند کرد، بلکه هیچ نیروی آگاه که شبانه روز ناظر جنایات سرمایه داران خونخوار در سرتاسر دنیا و بخصوص در ایران است، به این گونه برخوردهای مشکوک بهاء نخواهد داد و از آنها فاصله خواهد گرفت، و در ایران هم باعث تمسخر کارگران و زحمتکشانی است که در زیر چنگالهای خونین سرمایه داران اسلامی دست و پا میزنند و بخصوص برای جوانانی که شبانه روز نظاره گر چنگالهای خونین سرمایه داران جانی اسلامی هستند که گلویشان را می فشارد که نفس هایشان را قطع کند، و برای آنها انزجار آور است که روشنفکران خرده بورژوای حراف و بیهوده برایشان قانون صادر کنند، که مکندگان خونشان را به جای مجازات در آغوش بکشند و نوازش کنند و کسانی را که معتقد به مجازات رساندن جانیان هستند دیوانه و همکار رژیم معرفی می کنند و بطور مسلم آنها به اینگونه اباطیل با دید مشکوک نگاه خواهند کرد.

باید توجه داشت برای هر نیروی رادیکال ضد سیستم جنایتبار سرمایه، تا زمانی که سرمایه داران زالوصفت برای کیسه ها گشادشان از هیچ جنایتی بر کارگران و زحمتکشان، چه زن و مرد، چه کودک و جوان کوتاهی نمیکنند مبرمترین مسئله آگاهی دادن و افشاء گری بر علیه این جنایات است، آنها خستگی ناپذیر و بدون هیچ تزلزلی بطور مداوم کارگران و زحمتکشان را بر علیه این همه جنایت می شورانند، به همان گونه که سیستم تولید مخاطب آنها شبانه روز مشغول مغزشوئی است و به اصطلاح دمکراسی کشتار و غارت را تبلیغ می کند.

برای یک نیروی انقلابی و رادیکال تنها به دار کشیدن و قراردادن جلوی جوخه اعدام ، اعدام تلقی نمی شود، بلکه هرگونه جنایتی که سرمایه داران مرتکب می شوند، اعدام است، شکم های برآمده کودکان آ فریقائی و مرگ هرثانیه یک کودک در اثر گرسنگی، حاصل غارت منابع حیاتی آنها توسط جانیان سرمایه است ، تن فروشی زنان درایران برای پرکردن شکم خانواده، هم اعدام است، خودکشی پدر و یا مادری با فرزندانشان به خاطر فقر هم اعدام است، اعتیاد هزاران جوان در ایران که توسط رژیم زالوصفت انجام می شود، هم اعدام است، وجود هزاران جوان در سیاه چالهای سرمایه داران اسلامی هم نوعی اعدام است و البته لشکرکشی مغول وار سرمایه داران جنایت پیشه در یوگسلاوی سابق ،افغانستان، عراق، لیبی و جای جای دنیا برای همه روشن است که اعدام خواهد بود.

ولی روشنفکران خرده بورژوای حراف و بیهوده گو؛ در خانه های گرم و راحت خود و با شکم های سیر در خارچ ازکشور آنقدر وقیح هستند، که به جای پرداختن میلیادرها و میلیادرها بار به این همه جنایت در سرتاسر دنیا (دراین نوشته جای نام بردن ازآنها نیست ) و آگاهی و افشاء گری آنها وقیحانه به خود اجازه می دهند، که بدون حضور کارگران و زحمتکشان برایشان قانون وضع کنند و مخالفین خود را روانی و عقده ای و هر لقبی که شایسته خودشان هست، خطاب کنند. 

باید به این یاوه گویان گفت، که اگر نگران آینده خود هستند، به قدرت رسیدنشان در آینده نزدیک، جزخواب و خیالی بیش نیست. ولی در هرصورت اگر مسئله مخالفت با مجازات قاتلان کارگران و زحمتکشان که به آینده خودشان هم بستگی دارد، خیلی مبرم است و حیاتی است، می توانند تشکل حمایت و همبتسگی با جنایتکاران راه بیندازند و سر در آن را با عکس های بوش، بلر، کامرون، سرکوزی، مرکل، اوباما، خامنه ای ، رفسنجانی ، خاتمی، میرحسین موسوی و احمدی نژاد فرخ نگه دار و دار و دسته همکار رژیمش، سلطنت چی هائی که دستشان به خون کارگران و زحمتکشان آلوده است  و … تزئین کنند.

باید متذکر شد که روشنفکران خرده بورژوا با سیستم سرمایه مشکلی ندارند، و همین که تکه استخوان جلویشان انداخته شود، برای حفظ آن تلاش می کنند و تهمت زدن بر علیه انقلابیون مخالف سیستم مورد علاقه شان هم  ناشی از ترسشان ازانقلاب است، به قول انقلابی کبیر امیرپرویز پویان آنها ترسان از انقلابند.

واقعأ این سئوال باید مطرح باشد که چنین کسانی که بزعم خودشان مخالفان را با این شیوه های مشکوک مورد حمله قرار میدهند، در آینده اگر به قدرت برسند که یه هیچ وجه امکانش نیست ( چون امپریالیسم به اندازه کافی فراش درآستین دارد)، آیا گلوی مخالفان را با دندانهایشان نخواهند جوید؟ چون سیستم گندیده سرمایه به نفس کشیدن مسمومش ادامه میدهد، جنایت به خاطر سود هم دوام خواهد داشت، زیرا حیاتش متکی برماشین سرکوبش است.  

هوادار کمونیسم

شانزدهم نوامبر 2011

*لبنک مطلب اعدام جنایتی است که….

http://www.degarguny.com/typo3/index.php?id=17&t=1019

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این نوشته در نوامبر 18, 2011 بدست فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: