ابراهیم شیری

سیاسی – اجتماعی – اقتصادی (تحلیلی- تحقیقی)

وحشت و نکبت رایش سوم (1)

نمایش رژه نظامی ارتش آلمان
برتولت برشت
برگردان میم حجری

 http://hadgarie.blogspot.com/2011/08/1_13.html

• وقتی در پنجمین سال، شنیدیم از او
• که گفت:

• که رسول خدا ست

• که برای شروع جنگ خویش حاضر است

• که تانک و توپ و ناوهای جنگی اش حاضرند
• که در آشیانه ها، هواپیما دارد لا تحد و لا تحسی

• و به اشاره اش می توانند برخیزند
• و آسمان آبی را قیرگون سازند،

• بر آن شدیم که بر خویشتن خویش نظر کنیم
• بلکه دریابیم کهچه خلقی هستیم
• متشکل از چه انسان هائی!

• و در چه حال و هوائی
• با چه افکاری
• ما را به زیر پرچمش خواهد خواند!

• آنگاه به تماشای رژه نظامی نشستیم:

• دیدیم که پائین می آیند:
• انبوهی سفید، در تلونی درهم و برهم
• و بر پرچمی به رنگ خون، صلیبی

• دامی مهیب برای توده بی نوا
• در این ماجرا

• آنها هم که رژه نمی روند
• روی چهار دست و پا می خزند
• در جنگ بزرگش.

• نه آهی به گوش می رسد، نه شکایت و شکوه ای
• نه غرولندی شنیده می شود، نه پرسش و پرس و جوئی
• زیر غرش گوشخراش طبل و طنبور نظامی

• می آیند، با زنان و بچه هاشان
• گریزان از پنج زمستان
• ناتوان از دیدن پنج ها.

• بیماران و پیران را به همراه می کشند
• و برای ما نمایش نظامی می دهند
• نمایشی از تمامت ارتشش.

پایان

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این نوشته در اوت 16, 2011 بدست فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: