ابراهیم شیری

سیاسی – اجتماعی – اقتصادی (تحلیلی- تحقیقی)

دولت، انحصارات، امپریالیسم (3)

پل بوکارا (1932)

اقتصاددان و مورخ مارکسیست فرانسوی (تونسی الاصل)

از اعضای سابق شورای ملی حزب کمونیست فرانسه

برای مدت مدیدی عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست فرانسه بود

پروفسور تاریخ و علوم اقتصادی، ناشر مجلات «اقتصاد و سیاست»، «نقطه نظر»

اولین توسعه دهنده تئوری «سرمایه داری انحصاری ـ دولتی»

آثار:

بررسی سرمایه داری انحصاری ـ دولتی، بحران ها و پیامدهای بحران ها (1973)

مداخله در مدیریت با معیارهای جدید (1978)

تضمین اشتغال و یا آموزش (2002)

تحول و بحران سرمایه داری تمام ارضی (2008)

 

پروفسور دکتر فرانک دپه

برگردان میم حجری

http://hadgarie.blogspot.com/2011/08/3_07.html

2

تئوری سرمایه داری انحصاری ـ دولتی

ادامه


• سرمایه داری انحصاری ـ دولتی ـ در پیوند با تئوری امپریالیسم لنین ـ به مثابه سیستم ملی صرف تلقی نمی شود:
• «آنچه در مرحله امپریالیستی نو است، این حقیقت امر است که توسعه سرمایه مالی بلحاظ جغرافیائی در تولیدهای کشورهای متفاوت بکار انداخته می شود و آنها را تحت فرمان سرمایه واحدی متحد می سازد.
• این امر بنیان لازم برای انترناسیونالیزاسیون (بین المللی کردن) انحصاری تولید و ضمنا برای تحول سریع تجارت جهانی پدید می آورد.
• این حرکات که در فاز سرمایه داری انحصاری ساده در واقع با جهش ها و ضربه ها همراه اند، تنها در فاز سرمایه داری انحصاری ـ دولتی به شکوفائی کامل خود دست می یابند.»
• (بوکارا، 1973، ص 378)

• این روند انترناسیونالیزاسیون نیز بدون بحران ها و تضادها صورت نمی گیرد.
• تئوریسین های سرمایه داری انحصاری ـ دولتی بیشتر بر آنند که در این فاز «تشدید تضادهای کاپیتالیستی» بطرز همه جانبه تری صورت می گیرد.
• انترناسیونالیزاسیون تولید «وابستگی متقابل سیستم اقتصادی کاپیتالیستی را بخصوص در اروپای غربی تقویت می کند و تحت تأثیر هرچه بیشتر رقابت قرار می دهد، رقابتی که میان گروه های انحصاری قدرتمند شدت می یابد.»
• (بوکارا، 1973، ص 70)

• تفسیر مربوط به دوره بعد از جنگ از امپریالیسم به معنی تفسیر کائوتسکی تحت عنوان به اصطلاح، «اولترا امپریالیسم» و یا «سوپر امپریالیسم» در این رابطه مردود تلقی می شود.
• (بوکارا، 1973، ص 473)

• تئوری سرمایه داری انحصاری ـ دولتی بر آن است که رقابت بین الامپریالیستی کماکان ادامه می یابد.
• سرمایه داری انحصاری ـ دولتی در پیوند کلی تضادمند توسعه کاپیتالیستی به مثابه سدی واقعی در راه «بین المللی کردن نیروهای مولده» عمل می کند.
• (بوکارا، 1973، ص 71)

• البته در سطح سیاسی به بروز جنگ های بین الامپریالیستی منجر نمی شود.
• روابط متروپول های امپریالیستی با یکدیگر در رویاروئی دو سیستم جهانی «خصلت دوگانه مبتنی بر رقابت و همبستگی، حریفیت و اتحاد» کسب کرده است.
• (بوکارا، 1973، ص 474)

• «هاری امپریالیسم» را می توان در جبهه گیری بر ضد جهان سوسیالیستی، بر ضد جنبش های رهائی بخش انقلابی ملی و اجتماعی در حاشیه و بر ضد مبارزات طبقاتی در خود متروپول ها مشاهده کرد.
• (بوکارا، 1973، ص 482)

• این سمتگیری تجاوزگرانه سیستم سیاسی با دستگاه نظامی غول آسائی مورد حمایت قرار می گیرد.
• دستگاه نظامی غول آسا از سوئی حاکی از جبهه بندی سیاسی بر ضد نیروهای ترقی طلب است و از سوی دیگر «بهترین و انعطاف پذیرترین بازار فروش برای تولید کاپیتالیستی» است (در این زمینه میان پل باران ـ پل سویزی و تئوریسین های سرمایه داری انحصاری ـ دولتی وحدت نظر وجود دارد.)

• تعیین کننده برای محتوای سیاسی تئوری سرمایه داری انحصاری ـ دولتی عوامل زیرند:

1
• تز تداوم بحران مندی سیستم

2
• تز توسعه تضادمند سیستم

• «فاز سرمایه داری انحصاری ـ دولتی علنا آخرین فاز شیوه تولید کاپیتالیستی و پیش مرحله سوسیالیسم است.»
• (بوکارا، 1973، ص 524)

• سرمایه داری انحصاری ـ دولتی از سوئی تکمیل عناصر برنامه ریزی را توسعه می دهد و از سوی دیگر در ساختار اقتصادی سرمایه داری تغییراتی را پدید می آورد که از آنها «بنیان های مادی برای گذار به دموکراسی اقتصادی و سیاسی و برای گذار به سوسیالیسم» توسعه می یابند.
• اما از سوی دیگر، «با تقویت نقش مرکزی دولت که تحت کنترل بورژوازی بزرگ قرار دارد»، سدی در برابر همین گذار برپا می دارد.
• (بوکارا، 1973، ص 79)

• بدین طریق، وظیفه مرکزی جنبش کارگری مترقی عبارت است از غلبه بر سرمایه داری از طریق سرمایه داری انحصاری ـ دولتی:
• «سرمایه داری انحصاری ـ دولتی با ایجاد شرایط عینی لازم برای غلبه بر خویش، همزمان شرایط رشد یابنده برای نزدیکی عملیات کلیه اقشار غیر انحصاری را فراهم می آورد، شرایط اتحاد کلیه نیروهای دموکراتیک و ملی با طبقه کارگر را فرهم می آورد.»
• (بوکارا، 1973، ص 79)

• این اتحاد ضد انحصاری می تواند به مثابه نیروی اجتماعی و سیاسی، همراه با غلبه بر سرمایه داری انحصاری ـ دولتی، بر شیوه تولید سرمایه داری در مقیاس ملی و تمام ارضی نیز غلبه کند.

انتقاد از تئوری سرمایه داری انحصاری ـ دولتی

1
• انتقاد از تئوری سرمایه داری انحصاری ـ دولتی اغلب پیوند آن را با مناسبات سیاسی در اتحاد شوروی و همچنین با احزاب کمونیستی ملی مطرح می نمود.

2
• ضمنا همواره استخراج تئوریکی معیوب «خودمختاری نسبی دولت» مورد تأکید قرار داده می شد.

3
• نیکوس پولانتزاس از خطر دترمینیسم اقتصادی سخن گفت.
• (نیکوس پولانتزاس، 2001، ص 29)

• «باید از دادن معنای همزمان اقتصادی و نامعین به اصطلاح «بحران امپریالیسم» پرهیز کرد.
• با استفاده از آن برای تمامت فاز مورد نظر این خطر وجود دارد.
• به این معنا می توان ادعا کرد که سرمایه داری از دیرباز «بحران زده» بوده است.»

 

• پولانتزاس بر خلاف آن، نقش تعیین کننده مبارزه طبقاتی را مورد تأکید قرار می دهد:
• «درست از آن رو که مبارزه طبقاتی نشاندهنده خصلت بحرانی وضعیت اقتصادی معین سرمایه داری و امپریالیسم است، راه هائی که این بحران طی می کند، به انضمام جذب ممکنه آن وابسته به این مبارزه است.»
• (نیکوس پولانتزاس، 2001، ص 29)

4
• پولانتزاس ضمنا به انتقاد از تئوری هائی می پردازد که دولت را به مثابه «آلت دست قابل دست کاری دلبخواه و یا ابزار طبقه حاکمه» تلقی می کنند.
• (نیکوس پولانتزاس، 2001، ص 59)

• بنا بر این موضعگیری، تئوری سرمایه داری انحصاری ـ دولتی با تز ذوب دولت و سرمایه داری انحصاری ـ دولتی در یکدیگر خود به خلاصه سازی دولتتئوریکی تمایل پیدا می کند.

• نه پولانتزاس و نه تئوریسین های سرمایه داری انحصاری ـ دولتی نتوانستند دینامیسمی را پیش بینی کنند که سرمایه داری در سال های 80 و 90 به بهانه نئولیبرالی به تجدید ساختاربندی خویش دست زد.

5
ای ام اس اف (1968)

(انستیتوی بررسی ها و پژوهش های مارکسیستی)

یکی از مراکز پژوهشی حزب کمونیست آلمان در فرانکفورت
در همکاری نزدیک
با انستیتوی سیاسی و اقتصادی بین المللی آلمان دموکراتیک
با آکادمی علوم اجتماعی حزب کمونیست شوروی (
IPW)
با مؤسسه (
MA)
با آموزش مارکسیستی کارگران
با ام اس بی اسپارتاکوس
انتشارات:
بررسی های مارکسیستی ـ سالنامه (1978 ـ 1989)
مجله نوسازی مارکسیستی ـ فروم نوسازی مارکسیستی و ای ام اس اف (1990)

• جالب در این رابطه نظریه ای است که نمایندگان انستیتوی بررسی ها و پژوهش های مارکسیستی (IMSF) در فرانکفورت توسعه داده شده است.

• بویژه هاینتس یونگ و یوزف اشلایف اشتاین در اواخر سال های 70 به گرایش یک خط توسعه انحصاری ـ خصوصی در چارچوب سرمایه داری انحصاری ـ دولتی اشاره کرده اند:
• «در چارچوب سیستم اقتصادی انحصاری ـ دولتی خط تثبیتی ـ سیاسی ـ که متأثر از بحران بوده ـ به رشد قدرت بانک مرکزی وبطور عام به رشد قدرت سیستم بانکی و اعتباری (وام) منجر می شود.
• بدین طریق طرح کنار گذاشتن هدایت سیاسی خزانه دولتی، یعنی طرح کنار گذاشتن هدایت از طریق بودجه کشوری مطرح می شود و بلحاظ ایدئولوژیکی به معنی تحول از سیطره کینزیانیسم به نوعی مونیتاریسم متأثر از نئوکلاسیک به چشم می خورد که به نفع سرمایه انحصاری بی نیاز از تمایل به کومپرومیس با طبقه کارگر تعریف می شود.»
• (هاینتس یونگ و یوزف اشلایف اشتاین، 1979، ص 90)

ادامه دارد

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این نوشته در اوت 9, 2011 بدست فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: