ابراهیم شیری

سیاسی – اجتماعی – اقتصادی (تحلیلی- تحقیقی)

لیبی از «سوسیالیسم اسلامی» تا شرکت های چند ملیتی (2) (بخش آخر)

علی آلنگ

4لیبرالیسم و ادامه روند خصوصی سازی در لیبی

دولت اقتصاددان و صنعتگر خوبی نیست!

• شکل گیری بازار آزاد و روند خصوصی سازی اقتصاد دولتی در واقع از سال ۱۹۹۳ با وضع قوانین جدید آغاز شد.• ساختار حکومتی لیبی‌ در آن زمان بگونه ‌ای نبود که پروسه خصوصی سازی با سرعتی که مورد علاقه سرمایه داری غرب و هواداران داخلی‌ آن بود، پیش رود.• ایفاگران اصلی‌ ساختار دولتی و نظامی حکومت لیبی‌ از جمله انبوه مدیران میانی و ارشد، افسران، تکنوکرات ها در انرژی و سوخت، دستگاه بوروکراتیک دولتی بودند که با علم به تجربه نا موفق مصر مباحث مربوط به گسترش بازار آزاد را با تردید دنبال می کردند.• بنا‌ برین بسترهای اجتماعی این پروسه نه یکباره بلکه بتدریج و طی یک دهه ایجاد شد.• در تابستان سال ۲۰۰۳ چهره جدیدی بنام «شکری غانم» به نخست وزیری لیبی‌ رسید.• وی آشکارا به عنوان سخنگو و مبلغ جدی «بازار آزاد» وارد میدان شده بود.• در ابتدای حضور وی بر حسب قانونی که در لیبی‌ به ماده ۳۱ معروف است، قرار گذاشته شد، تعداد ۳۶۰ شرکت دولتی بتدریج به بخش خصوصی واگذار شود.• بر طبق آن و در حد فاصل سال ۸ – ۲۰۰۴ تعداد ۴۱ شرکت دولتی در مالکیت بخش خصوصی قرار گرفت.• یکی‌ از نتایج زیانبار چنین روندی اعلام رسمی‌ اخراج ۴۰۰.۰۰۰ کارمند دولتی تا سال ۲۰۰۷ بود.• در ماه دسامبر ۲۰۰۳ نیز تحریم‌ های سازمان ملل در پی‌ اعلام انصراف حکومت از ادامه ساخت «سلاح‌های کشتار جمعی‌» برداشته شد.• در زمان بعد از آن نیز دولت آمریکا در بسیاری از موارد تحریم خود علیه دولت قذافی تجدید نظر کرد تا اینکه روابط دیپلماتیک دو کشور در سال ۲۰۰۶ دوباره از سر گرفته شد.• بدین ترتیب شرکت‌های بزرگ نفت و انرژی نیز یکی‌ پس از دیگری سر و کله‌ شان پیدا شد.• در آن میان می توان از شرکت های زیر نام برد:

1از انگلستان

• بریتیش پترلیوم• شل

2از ایتالیا

• شرکت اگیپ

3از اسپانیا

• رپ سول

4از فرانسه

• گی‌. دی. اف.• توتال

5از ایالات متحده امریکا

• کنکو• فیلیپس• اسیدنتال- هس• اکزون• چورون (احتمالا، شورون مورد نظر بوده است. ا. م. شیری)

6کانادا، نروژ و غیره

• اما شاید بتوان گفت که یکی‌ از بلند‌ترین گام‌های حکومت لیبی‌ در راه احیای سرمایه داری در این کشور، سپردن هدایت این پروسه بدست «مایکل پورتر» و مشاورین وی بود.

5مایکل پورتر کیست؟

• مایکل یوگین پورتر، آمریکایی متولد ۱۹۴۷، استاد دانشگاه اقتصاد هاروارد است.• وی را محافل مالی‌ غرب به عنوان پیشقراول و استراتژیست – این اواخر بنام «پدر استراتژی»– رقابت در بازار آزاد در سطح ملی‌ و بین المللی می‌ شناسند.• «پورتر» در بنگاه‌ ها و کمپانی های عظیم تجاری و تولیدی جهان و نیز در عالی ترین مباحث نظری در مراکز آموزشی سرمایه داری چهره‌ای شناخته شده است.• وی هر از چندگاهی کار برنامه ریزی و مدیریت کنسرن‌ های عظیم را هم به عهده می‌گیرد.• دولت «اوباما» او را نیز در مورد پروژه رفرم‌ ها در سیستم سلامت، بهداشت و درمان به مشاورت گزید.• اما اولین تماس های وی با حکومت قذافی در سال ۲۰۰۱ صورت گرفت. • «پورتر» با همراه داشتن «گروه مشاوران بوستن» بیش از دوازده شرکت مشاور را برای هدایت سرمایه داری لیبی‌ دایر نمود. • این شرکت‌ها با راه اندازی «کلاس‌های آموزشی» بطور عملی‌ در سازماندهی «نخبگان» جدید سرمایه داری لیبی‌ نقش مهمی‌ ایفا کردند.• در لیبی‌ گفته می شود که مبتکر اصلی‌ این پروژه و دعوت از «پورتر» پسر سرهنگ قذافی بنام «سیف الاسلام» بود.• «سیف» که در دانشگاه اقتصاد لندن تحصیل کرده، برخلاف جوانی های پدرش بسیار مجذوب غرب و از طرفداران پر و پا قرص بازار آزاد و خصوصی سازی است.• وی از طریق «بیزنس ویک» سیاست جدید لیبی‌ را بدین ترتیب اعلام نمود:• «ما به یک تغییر در اقتصاد دولتی نیاز داریم، به یک اقتصاد آزاد بدون آنکه امورات از کنترل خارج شود.»• تحولات بعدی نشان داد که منظور وی از «کنترل» همانا حفظ موقعیت نزدیکان و خاندان قذافی به عنوان «شرکای برادر» در شرکت‌های خصوصی داخلی‌ و خارجی‌ بود که تحت عنوان «همکاری» فرموله شده بود.

6معمر قذافی، رهبری سرگردان با حکومتی از آن سرگردان تر!

• قذافی یکی‌ از معدود رهبرانی است که همواره رفتاری غیر متعارف در نشست‌ها و مجامع بین المللی از خود نشان داده است.• بسیاری از سیاست مداران و رسانه‌های محافل سرمایه داری از او به عنوان «شخصی‌ دیوانه» ذکر می کردند تا جائی که «رونالد ریگان» رئیس جمهور پیشین آمریکا وی را «سگ هار خاور میانه!» لقب داد.• امتناع وی از دست دادن بدون دستکش با کسانی که «تن شان به اسراییلی‌ها خورده بود»، شیوه نمایشی وی در دسته بندی کردن شیوخ و رؤسای مرتجع عرب بود.• در یکی‌ از این مجامع وی با تشر زدن بر شاه عربستان سعودی و با «کذاب!» خواندن وی تمامی آن نشست را تحت تاثیر واکنش خود قرار داد.• شیخ نشین‌های کوچک واقع در جنوب خلیج فارس از ترس وی خود را زیر لباده، «آواکس»‌ها و «اف ۱۶» ‌های ملک فهد پنهان می کردند، «ملکی‌» که خود نیز زیر چتر ناوهای جنگی آمریکا در خلیج فارس نفس می‌کشید و همچنان می کشد.• قذافی تلاش می کرد با پوشش خود نیز همواره مورد توجه خبرنگاران قرار گیرد.• گاهی‌ با پوشیدن لباس های سنتی این یا آن قبیله‌ لیبی و رفتن از این رنگ به آن رنگ و گاهی‌ نیز در اونیفورم نظامی مزین به انگوله ها، ستاره‌ها و علائم فراوان چند گامی‌ از دیگر انیفورم پوش‌ها جلوتر می‌‌افتاد!• قذافی بجای اطراق و استراحت در اتاق هتل، خیمه و خرگاه همیشگی‌ خود را حتی به «بروکسل» هم آورده بود (در سال ۲۰۰۴)، آنجا در زمین چمن مقابل هتل چادر زد.• مکانی که وی در پناه محافظین زن اتیوپیایی خود و در معیت پرستار اوکرائینی تقریبا به موضوع و روایت اصلی‌ آن کنفرانس تبدیل شد.• و این تنها گوشه ای از شیوه‌های عوام گرایی و «انقلابی‌ گری» وی بود.• پس از حادثه بمباران مقر اصلی‌ وی توسط ریگان، پناهگاه‌ها و محل‌های بسیار مفصل و امنی‌ در عمق زمین ساخته بود که در آنجا بنا‌ به گزارش کانال انگلیسی تلویزیون «الجزیره» امکانات کافی‌ برای ماه‌ها زندگی‌ در زیر زمین وجود داشت، گرچه وی دیگر نمی توانست اتومبیل «بوگاتی» ضد گلوله ‌اش را سوار شود، اما این پناهگاه‌ های امن به سیستم‌های اطلاعاتی و امنیتی ساخت کشور‌های سوئیس و آمریکا مجهز شده بودند.• قذافی که حکومت خود را «سه زیستی‌» تصور می کرد.• بدین معنا که آنرا هم «سوسیالیستی»، هم عربی‌» و هم «اسلامی» می‌دانست!• هواپیمای حامل کمونیست های سودانی را که خوش بینانه از وی تقاضای پناهندگی کرده بودند، (در سال ۱۹۷۱) به حکومت دیکتاتوری «نمیری» برگرداند، عملی‌ که به اعدام کلیه سرنشینان آن هواپیما در سودان انجامید.• در سال ۱۹۷۳ نیز به مناسبت چهارمین سالروز جنگ‌ های شش روزه با صدور بیانیّه ای، بر ضد کمونیسم اعلام «جهاد» نمود.• بیانیّه ‌ای که در آن از جمله آمده بود «بزرگترین تهدید علیه بشریت امروز تئوری کمونیستی است!»• وی از همان ابتدای کار (سال ۱۹۶۹) ایجاد هرگونه تشکل آزاد صنفی را ممنوع اعلام کرد و دو سال پس از آن نیز انجام کلیه اشکال اعتصاب را ممنوع گردانید.• در ارتباط با اتحاد دو یمن، وی همسخن با پادشاهان ایران و عربستان سعودی خواهان وحدت دو یمن، با تبعیت از اجرای شرایط حکومت ارتجاعی یمن شمالی‌ خواهان «کوتاه کردن دست کمونیست ها» بود.• در جاهای دیگر نیز از جمله جنگ و مناقشات بین پاکستان و هند هم حامی‌ دولت‌های دست نشانده پاکستان در مقابل هند شد.• وی که ظاهراً مخالف سیاست‌ های آمریکا در خاور میانه بود، پس از مرگ صدام سه روز را در لیبی‌ عزای عمومی‌ اعلام کرد.• اما همزمان با اشغال عراق توسط نیروهای آمریکا ناگهان اعلام کرد که مایل است از ادامه «تولید سلاح‌ های کشتار جمعی» دست بکشد و حاضر شد برنامه‌های خود را فورًا به «آژانس اتمی‌» تسلیم کند.• این موضعگیری را محافل جنگ طلب آمریکا چون «هدیه ‌ای آسمانی» پذیرفتند و دولت «بوش» آن را بمعنای تائید سیاست های جنگ طلبانه خود در خاور میانه تلقی‌ و تبلیغ نمود.• در سال ۲۰۰۸ همزمان با اوج گیری گرایش‌های نژاد پرستانه در اروپا و گسترش فعالیت‌ گروه‌های نژاد پرست، رهبر دولت ایتالیا «برلوسکونی» طی قراری مبلغی معادل ۵ میلیارد دلار آمریکایی به عنوان غرامت به لیبی‌ و ظاهراً برای «جبران» خسارت‌ های دوران استعمار پرداخت کرد.• بخشی از این قرارداد که شاید موضوع اصلی‌ آن معاهده هم بود، تعهد لیبی‌ مبنی بر ایفای نقش «ژاندارم مدیترانه» در سواحل شمالی‌ لیبی‌ برای ممانعت از رسیدن پناهندگان آفریقائی به کشور‌های عضو «اتحادیه اروپا» بود.• اما اینکه سر انجام پلیس دریایی قذافی بیرحمانه‌ ترین روش‌ها را علیه متقاضیان پناهندگی بکار می‌برد موجبات نگرانی‌ هیچکدام از رهبران کشورهای اروپایی نمی‌شد و آنان را به واکنشی در مقابل این خشونت‌ها وادار نمی کرد.• دعوت از «مایکل پورتر» که در لیبی‌ نیز با تبلیغات و ادعا‌های پر طمطراق از عنوان‌های وی مبنی بر «مشاورت عالی‌، برنامه ریزی استرتژیک، کارایی در رقابت آزاد بازار و غیره» انجام شد، در واقع چیزی جز خصوصی سازی بیشتر «سوسیالیسم اسلامی» تحت نظر و هدایت بانک جهانی‌ و صندوق بین المللی پول نبود.• این محافل( مالی‌) سرمایه داری شروط مشخصی‌ چون آزاد سازی قیمت ها، ادامه پروسه لاغر کردن بخش دولتی از خدمات، آموزش و پرورش گرفته تا سیستم های درمانی و بهداشت، پایین آوردن نرخ مالیات بر در آمد برای تجار و سرمایه گذاران، و تقلیل نرخ بهره‌ های دولتی با قصد بگردش آوردن نقدینگی در امر تجارت و تولید در بخش خصوصی داشتند.• این گونه پروژه‌ها همان گونه که در کشور‌های دور و نزدیک هم دیده ایم، محمل‌ هایی‌ معین در زمینه ایجاد اشتغال در کوتاه مدت را ایجاد می کردند.• اما گرانی، تورم، بیکاری، ورشکستگی دولت و تهی شدن ذخیره‌ های ارزی در دراز مدت از جمله نتایج ناگزیر چنین راه رشدی بود.• نتایجی که از یک طرف کشورهای دارای اقتصاد وابسته را هرچه بیشتر به بنگاه های بزرگ مالی‌ سرمایه داری نیازمند می کرد (و در مورد لیبی‌ نیز با محدود کردن تولید و اقتصاد آن به ذخأیر زیرزمینی عملا امکان هر گونه راه رشد دیگری غیر از سرمایه داری انگلی را غیر ممکن می‌‌ ساخت)، و از طرف دیگر موجب عدم اعتماد توده‌ ها به آینده و سرنوشت خود در شرایط جدید می شد.• بسیاری از گروه‌های چپ در اروپا و سایر نقاط جهان با استناد به اقتصاد دولتی وی چشم بر جنایات، خیمه شب بازی ها و عوام فریبی های او می‌‌بستند.• ولی‌ سیر حوادث نشان داد که چگونه «سوسیالیسم اسلامی» وی بتدریج سر بر آستان امپریالیسم می نهاد.• (چیزی شبیه همان امام زمان مورد ادعای احمدی نژاد که سرّ انجام به «همنشینی» با رمال ها، اجنه و کیف بینان رسید!)

7سخن پایانی

• تجربه لیبی‌ باز هم به ما می‌آموزد که ساختمان سوسیالیسم همراه با عناصر دمکراتیک و لاینفک آن بدون مشارکت خلّاقانه مردم، بدون سازماندهی و برنامه ریزی «از پایین» و بدون اعتماد به نقش تاریخی و سرنوشت ساز توده‌ ها امکان ناپذیر است.• طرح شعار‌ها و تدوین برنامه ‌های مبهم، راه رشدی «سوسیالیستی» در چهار چوب مناسبات و شیوه تولید سرمایه داری، سرکوب تشکل های کارگران و دیگر زحمتکشان، عدم درک شرایط و سمت و سوی روندهای رشد اجتماعی، ناتوانی‌ از درک شرایط پیچیده بین المللی و نا آشنایی به ترفندهای بیشمار امپریالیست ها ( که حکومت قذافی را می توان بعنوان یکی‌ از بارز‌ترین نمونه‌های آن بر شمرد)، پناه یافتن در انبوهی از شعار‌های پوپولیستی و عوامفریبانه، تشکیل دولت های سرکوب، «مافوق ملی‌» و بغایت بیگانه با مردم سنخیت چندانی با سوسیالیسم و اندیشه‌های سوسیالیستی ندارد.• تجربه «کتاب سبز» و ساختار جامعه لیبی‌ همچنین نشان می دهد که صدور دستور العمل ها و احکام خود ساخته «از بالا» و چشم بستن بر شرایط عینی و تلاش برای تطبیق دادن آن با تصورات و تئوری ‌های من در آوردی و ذهنی، تصور«خلق راه حل سوّم» که نه‌ مبتنی‌ بر مالکیت خصوصی و نه‌ مالکیت جمعی است! با روح خلّاق سوسیالیسم در منافات کامل قرار دارد و صرفنظر از اینکه چه نامی‌ بر آن نهاده شود، مصری باشد و یا لیبیائی، عربی‌ باشد و یا اسلامی، دیر یا زود به اشکمی بی‌ یال و دم چون حکومت بن علی‌، سادات، سید علی‌، مبارک … تبدیل خواهد شد و در نهایت سر از اردوگاه سیری ناپذیر بهره کشان در خواهد آورد.

پایانویرایش متن از دایرة المعارف روشنگری است.

http://hadgarie.blogspot.com/2011/07/2_7027.html

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این نوشته در ژوئیه 6, 2011 بدست فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: