ابراهیم شیری

سیاسی – اجتماعی – اقتصادی (تحلیلی- تحقیقی)

انقلاب اکتبر و رهائی زنان (3) (بخش آخر)

الکساندرا میخائیلوونا کولونتای (1872 ـ 1952)

انقلابی، دیپلومات، نویسنده روس
آثار:
اوتوبیوگرافی زنی کمونیست از لحاظ جنسیتی آزاد (1989)
من زندگی ها سپری کرده ام (1987)
زندگی من در دیپلوماسی (1922 ـ 1945)
اخلاق نوین و طبقه کارگر (1977)
وضع زنان در توسعه اجتماعی (1977)
واسیلیسا مالیگنیا. «راه های عشق» در شوروی آغازین. زنان میان انقلاب و ازدواج (1925)
راه دراز (1979)
انقلاب اکتبر و رهائی زنان
سوزانه زون
برگردان میم حجری
http://hadgarie.blogspot.com/2011/07/3_03.html
3
زن و سوسیالیسم

• اگر هم در تاریخ جنبش کارگری برای مدتی، ناروشنی هائی در زمینه «مسئله زنان» وجود داشت، پس از مارکس و انگلس، آگوست ببل، کلارا ستکین و لنین جنبه های اصولی آن را نمایندگی می کنند و توسعه می دهند.
• پس از پیروزی انقلاب سوسیالیستی اکتبر منطقا در 2 نوامبر سال 1917، برابرحقوقی قانونی زن و مرد بلحاظ حقوقی اعلام می شود.
• این اولین گام قدرت جوان شوراها تعجب و تحسین جهانیان را برمی انگیزد و خصلت دموکراتیک دولت پرولتاریا و حکومت آن را به اثبات می رساند.
• تصادفی هم نیست که زنی به اولین حکومت پرولتاریا تعلق دارد و زنان از اولین روز تأسیس بین الملل اول دررأس جنبش کارگری به مبارزه برمی خیزند.
• قانون هریت در ان زمان در شورای سراسری به سندبندی اصل برابرحقوقی زن و مرد اقدام می کند.

• در 8 نوامبر 1917 سفیر امریکا د روسیه می نویسد:
• «گزارش می دهند که شورای کارگری ـ دهقانی پطروگراد کابینه ای به شرح زیر تشکیل داده است:
• ولادیمیر ایلیچ لنین به عنوان نخست وزیر
• لئو تروتسکی به عنوان وزیر امور خارجه
• خانم و یا دوشیزه ای به نام الکساندرا کولونتای به عنوان وزیر آموزش و پرورش، چه تهوع آور!»
• (نقل از «اوتوبیوگرافی یک زن بلحاظ جسیتی آزاد کمونیست» به قلم الکساندرا کولونتای، 1970، مقدمه)
• برای درک اهمیت قانونیت بخشیدن به برابرحقوقی قانونی زن و مرد باید خاطرنشان شد که در اطریش با هزار مصیبت بالاخره در سال 1976 قانون اساسی پدرسالار مبنی بر قلمداد کردن مرد به مثابه رئیس خانواده لغو می شود.
• در اطریش پس از سال 1977 از امکان نوینی بر سر هر کوی و برزن سخن می رود.
• زیرا زنان اجازه یافته اند که پس از ازدواج نام خانوادگی خود را حفظ کنند.
• این امکان برای زنان شوروی از سال 1917، یعنی از 60 سال قبل از اطریش وجود داشته است.
• لنین در دشوارترین دوره در سال 1919 در مقاله ای تحت عنوان «ابتکار بزرگ» می نویسد:
• «برای مثال به وضع زنان توجه کنیم.
• آنچه که ما در اولین سال حاکمیت خود انجام داده ایم، هیچکدام از احزاب دموکراتیک جهان در هیچکدام از پیشرفته ترین جمهوری های بورژوائی در طول دهه ها حاکمیت بورژوازی یکصدمش را حتی انجام نداده اند.
• از نکبت بارترین قوانین در زمینه برابرحقوقی زنان از قبیل محدودیت های ازدواج، فرمالیته های ننگ آور مربوط بدان، برسمیت نشناختن کودکانی که نتیجه ازدواجی دیگر بوده اند، پرس و جوی مدام راجع به پدر کودکان و غیره ـ بقایای قانونی بیشماری که در همه کشورهای متمدن لکه ننگی بر چهره بورژوازی و کاپیتالیسم اند ـ ما به معنی واقعی کلمه حتی کوچکترین اثری باقی نگذاشته ایم.
• ما هزاران بار حق داریم که به آنچه که در این زمینه انجام داده ایم، مباهات کنیم.
• ما اما هرچه بیشتر زمین را از زباله های قوانین و مؤسسات کهنه بورژوائی می روبیم،به همان اندازه بیشتر متوجه می شویم که فقط زمین لازم برای بنای ساختمان مورد نظر را هموار کرده ایم وتا بنای خود ساختمانهمچنان و هنوز راه درازی در پیش داریم.
• علیرغم همه قوانین آزادساز، زن کماکان کلفت خانه ها می ماند، زیر بار کارهای خرده ریز خانه داری له می شود، خفه می شود، کند و خراب و خرد می شود.
• کارهای خرده ریز خانه داری او را مسمارکوب آشپزخانه و اتاق کودکان می سازد و نیروی خلاق او را در انجام کار غیرمولد بربرانه، خرده ریز، عصب سوز، مخرب و کمرشکن بر باد می دهند.
• رهائی حقیقی زنان، کمونیسم راستین آنگاه و آنجا شروع می شود کهمبارزه توده ای تحت رهبری پرولتاریای سکاندار کشتی دولت،بر ضد خرده کاری های خانه داری و به عبارت دقیقتر، در جهت تبدیل توده ای آنها به اقتصاد بزرگ سوسیالیستی آغاز می شود.»
• (کلیات لنین، جلد 29، 1969، ص 418 ـ 420)
• «نطفه های کمونیسم» را که اکنون شروع به نشو و نما می کنند، می توان در «مراکز تغذیه، شیرخوارگاه ها و کودکستان ها» دید.
• (کلیات لنین، جلد 29، 1969، ص 418 ـ 420)
• در زمینه شیرخوارگاه ها، کودکستان ها و مراکز پرورشی ـ تربیتی و تدریس پولی تکنیکی حتی بلحاظ اقتصادی ـ اجتماعی عقب مانده ترین کشورهای سوسیالیستی دیری است که از پیشرفته ترین کشورهای کاپیتالیستی جلو زده اند.
• برنامه پنجساله بعدی اتحاد شوروی تلاش های نوینی را در راستای گسترش تأسیسات مربوط به کودکان، تغذیه در مدرسه و خدمات (مراکز لباس شوئی، کارخانه های نظافت، مهمانخانه ها و غیره) سازمان می دهد.
• همزمان مسئله دموکراسی در خانواده بطور مشخص مورد بحث قرار می گیرد.
• زیرا جامعه ای که تحقق دموکراسی سوسیالیستی در همه عرصه ها را وظیفه تعیین کننده خود تلقی می کند، نمی تواند خانواده را مستثنی دارد.
• این حقیقت امر که زنان شاغل شدیدتر زیر بار تربیت و پرورش کودکان و کار خانه داری قرار دارند، برگشت مردها را به خانواده الزامی می سازد.

نادشا کونستانتینونا کروپسکایا (1869 ـ 1939)
انقلابی، سیاستمدار، پداگوگ، همسر و همرزم لنین
بانی سیستم آموزشی ـ پرورشی سوسیالیستی در اتحاد شوروی
از سال 1921 تدریس در آکادمی آموزش سیاسی
معاونت کمیساریای آموزشی خلق
عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست
بسیاری از مراکز در آلمان دموکراتیک به نام او نامیده شده اند.

• بدین طریق، تقاضای نادشا کروپسکایا برآورده می شود:

«از این به بعد، دیگر نباید کاری وجود داشته باشد که برای مرد ننگ آور باشد، ولی درخور زن باشد!»

پایان

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این نوشته در ژوئیه 4, 2011 بدست فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: