ابراهیم شیری

سیاسی – اجتماعی – اقتصادی (تحلیلی- تحقیقی)

دربارۀ انتشار ناممکن کتاب الفبای جنگ

گاهنامۀ هنر و مبارزه

www.g-honar-v-mobarze.blogfa.com/

چند ماه و چند روز است که به اینموضوع فکر می کنم که چرا نمی توانم کتاب «الفبای جنگ» اثر برتولت برشت را منتشرکنم؟ این پرسش وقتی که کتاب «استعمار در آسیا» نوشتۀ کارل مارکس و فردریش انگلس راترجمه کرده بودم، کمتر مطرح شد، چون که دست کم انتشار انترنتی آن به شکل کمابیشقابل قبول ممکن گردید.

ولی این بار موضوع بر سر کتابی است که در واقع یک اثر هنریتمام عیار بوده و مثل هر کتاب معمولی نمی شود با آن رفتار کرد.

متأسفانه تلاش هایبرخی سایت های کمونیستی مانند سایت کمونیست های انقلابی و سایت مجلۀ هفته به دلیلفقدان امکانات فنی بی نتیجه ماند.یعنی موضوعی که نه تنها در رابطه با انتشار «الفبای جنگ» بلکه به طور کلی باید برای آنهایی که در مبارزۀ طبقاتی شرکت دارندمطرح باشد. پرسش این است که چگونه کمونیست ها می توانند به مبارزه طبقاتی بپردازنددر حالی که بر امکانات فنی زمانۀ خود تسلط و دسترسی ندارند؟ و چگونه می توانند ازاین بن بست رهایی پیدا کنند؟

پاسخ برخی از این پرسش ها را احتمالا می توانیم در«عکس نوشته های» برتولت برشت بیابیم. ولی می خواستم بدانم که آیا شما نظری در اینباره دارید، و آیا می توانید حدس بزنید که چرا «من » نمی توانم این کتاب را درپاریس منتشر کنم؟

در حالی که براساس یکی از گزارش های رسیده، برای برگزاری جلسهای که به خاطر خارج ساختن مجاهدین خلق از فهرست سازمان های تروریستی 12 میلیون یوروخرج کرده بودند.

در وبلاگ «میان فرهنگی ایران» در بررسی آثار به اصطلاحآلترناتیو سینما و رمان و در سطوح فعالیت های دانشگاهی و پژوهشی، یادآور شده بودمکه هزینه برای آریستوکراسی فرهنگی و هنری ایران در طیف اپوزیسیون های ایرانی، تنهابه ایجاد یک گروه ممتاز و از ما بهتران نمی انجامد، بلکه حاصل عینی چنین وضعیتی،برقراری اختناق و نظام سرکوب است.

به همین علت من بارها اپوزیسیون های ایرانی را تروریست فرهنگی و فکری ارزیابی کرده ام که عملا تروریست اقتصادی هم هستند، کهاسمشان در لیست باشد و یا نباشد.

خب الفبای جنگ منتشر نشود که نشود! کتابی کهحدود 56 سال پیش از این منتشر شده، و جزء اخبار روز هم نیست، و در آن از سنگسار وزندان و آخوند و احمدی نژاد و ولایت فقیه (یعنی توشۀ اپوزیسیون های ایرانی برایدنیا و آخرت و دیگر هیچ) خبری نیست، وطی تمام این سال ها ایرانی ها بدون آن زیستهاند و از این پس نیز بدون آن به زندگی ادامه خواهند داد… ولی باید بپرسیم که آیاچنین وقایع پراکنده و ظاهرا بی اهمیتی، حاکی از یک عارضه یا سنجه برای وضعیتنهادهای فرهنگی (در خارج از کشور) نیست؟آیا چنین وقایع جزئی و روزمره گواه برپوشالی بودن «جنبش» نیست که به تازگی سبز شده است و حالا یک کمی بوی الرحمان گرفته؟

آفیش های عکس غول پیکر در متروهای پاریس….

این نوع عکس ها را در متروها با مخارجبسیار سنگین آفیش می کنند ولیالفبای جنگ را نمی خواهند زیرا …شاید علت ایناست که زیر آن تفسیر نوشته شده. عکس قادر به بیان حقیقت نیست، و نظام سرمایه داریدر پنهان نگهداشتن حقیقت به دست و دلبازی از آن برای رسانه دروغ هایش سوء استفادهمی کند.

مطمئنا مدافعان حقوق بشر و یا هر اسمی که دارند در گفتمان و جایگاهشاندر وضعیت بسیار اسفناکی به سر می برند، و تنها در وضعیت اختناق و فاشیسم است کهجوهر ابتذال آمیز آنها پنهان می ماند، در هم پیمانی با جنایتکاران بهیمی ماننداتحادیۀ اروپا و«هیلفایر» (آتش جهنم) به نام ایالات متحدۀ آمریکا سرزمین های اصلینظام سرمایه داری همین را خوب می دانند به تساوی تقسیم کنند: آتش جهنم . این استحقوق بشر: «هیلفایر»برتولت برشت کمی با عجله به فکر نوشتن الفبای صلحافتاده بود.

ما هنوز با الفبای جنگ تمام نکرده ایم.

حمید محوی

پاریس  26ژوئن 2011 در 2 بامداد

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این نوشته در ژوئن 26, 2011 بدست فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: