ابراهیم شیری

سیاسی – اجتماعی – اقتصادی (تحلیلی- تحقیقی)

برای پیروزی آلترناتیو، مبارزه باید کرد! (1)

پروفسور دکتر هانس هاینتس هولتس (1927)
در دوران دبیرستان به سبب فعالیت ضدفاشیستی توسط گستاپو بازداشت و محبوس می شود.
دکترای فلسفه از دانشگاه فرانکفورت تحت نظر ارنست بلوخ
مؤلف آثار بیشمار در زمینه فلسفه مارکسیستی، تئوری هنر، سیاست، تاریخ فلسفه
پروفسور فلسفه در دانشگاه ماربورگ و هلند
در همکاری با دومه نیکو لوسوردو، انتشار مجلهً (توپوس) ـ خدمات بین المللی به تئوری دیالک تیکی ـ را بعهده دارد
آثار:
وحدت و تضاد
تاریخ مسائل دیالک تیک در عصر جدید 3 جلد (1997 ـ 1998)
گردنه بزرگ راهزنان ـ مذهب و مبارزه طبقاتی در قرون وسطی (1999)
جبر انقلاب
کلاسیک های بین الملل سوم

هانس هاینتس هولتس
برگردان میم حجری

سرمایه داری در مرحله امپریالیستی خویش، بشریت را بر سر دو راهی قرار داده است:
یا انقلاب و یا ابدیت استثمار، ستم و بحران
بخش اول

• از زمان هربرت مارکوزه، شبح تزی در کله ی علمای اجتماعی بورژوائی و مارکسیست های رویزیونیست در گشت و گذار است.

• بنا بر این تز، توسعه و گسترش تکنیک در مقیاس جهانی، یعنی سطح مدرن نیروهای مولده دره تضادهای طبقاتی را پر کرده و فونکسیون تاریخی طبقه کارگر را از او سلب نموده است.
• طبقه کارگر دیگر گورکن سرمایه داری محسوب نمی شود.

• از تئوری همگرائی سال های 60 قرن بیستم تا تز گلوبالیزاسیون در حال حاضر، الگوی استدلال همان است که بود:
• به جای مناسبات تولیدی که هسته اصلی اش را مناسبات مالکیت تشکیل می دهد، عناصری از از قبیل کومونیکاسیون (مخابرات، تبادل اطلاعات و نظر)، حمل و نقل، مدیریت و غیره را بمثابه عوامل تعیین کننده فرماسیون اجتماعی ـ اقتصادی جا می زنند و همگون سازی آنها را به مثابه پایان دادن به آنتاگونیسم های اجتماعی قلمداد می کنند.

• (مفهوم «آنتاگونیسم» در فلسفه مارکسیستی به معنی نوع خاصی از تضاد دیالک تیکی در عرصه جامعه به کار می رود که با وجود جامعه طبقاتی در پیوند است و بر تضاد آشتی ناپذیر میان منافع طبقات جامعه و گروه های اجتماعی مختلف استوار است. مترجم)

• در این واویلا، توهمی را اشاعه می دهند که گویا هماهنگ سازی منافع متضاد برای ابد امکان پذیر است، فقط باید به تصحیح اشتباهات بسنده کرد و از تخریب سیستم سرمایه داری صرفنظر نمود.

• تضاد کار و سرمایه حل شده است.

• بنابرین، مارکس هم کهنه شده و دیگر مد روز نیست.

• البته او در قرن نوزده، اقتصاددان بزرگی بود.
• ولی در قرن بیست و یکم دیگر اعتبار ندارد.

• لنین!

• لنین تئوریسین جنگ جهانی اول بود.
• اکنون که جهان بطور یکپارچه تابع منافع سرمایه مالی در حفظ نظام موجود است، دیگر تئوری لنینی امپریالیسم اعتبار ندارد.
• برای اینکه دیگر امپریالیسمی وجود ندارد تا بر ضد آن بتوان مبارزه کرد.

• تنها کاری که می توان کرد، کشیدن حد و مرز برای سرمایه مالی است.
• همین و بس.

• پس، پیش به سوی چک و چانه زدن بر سر تقسیم مالکیت، به جای مبارزه طبقاتی به قصد تغییر مناسبات تولیدی.
ادامه دارد

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این نوشته در آوریل 3, 2011 بدست فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: