ابراهیم شیری

سیاسی – اجتماعی – اقتصادی (تحلیلی- تحقیقی)

لطیفه ها

نوشته: گزنه
کلاسهای آموزش عملی در ایران
رهبران اصلاح طلبان رژیم ایران بمنظور برگزاری راهپیمائی همبستگی با مردم تونس و مصر در روز ٢۵ بهمن ماه، از دولت تقاضای مجوز کردند. وزارت کشور رژیم هم اعلام کرد: چنین مجوزی صادر نکرده است. به هر حال، راهپیمائی برگزارشد و دونفر کشته و گروه زیادی هم مجروح شدند. حالا دستگیر شدگانش هم هیچ.
با این تقاضا، اصلاح طلبان «سبز رنگ» مرتکب دو خطا شدند: اول- اینکه همه می دانند که خیزش انقلابی مردم تونس و مصر با مجوز نبود ولی، آنها برای «راهپیمائی همبستگی» به مجوز احتیاج پیدا کردند. دوم- مثل اینکه آنها ایرانی نیستند و نمی دانند که «بسیج بیست میلیونی» و اوباشان لباس شخصی رژیم، کلاسهای آموزش عملی خرابکاری و «ضد شورش» خود را در میدانها و خیابانهای شهرها تشکیل می دهند و دولت نمی تواند بخاطر «راهپیمائی همبستگی» این و یا آن گروه، کلاسهای آنها را تعطیل کند.

دمکراتهای کر و کور و لال
دعواقلی خان همیشه خدا، در آبادی درگیر دعوا و مشاجره بود. ریش سفیدان محل به او ایراد می گرفتند و او نیز همیشه قسم می خورد: «ای بابا! والله، بالله، بخدا، به پیر به پیغمبر من اهل دعوا و درگیری نیستم. اصلا از دعوا بدم می آید. ولی هر چه خود را کنار می کشم، می روم در خانه می نشینم، نمی شود که نمی شود. این فلان فلان شده ها، سوار بر خر دعوا، می آیند و در می زنند که بیا بیرون دعوا کنیم. من هم بالاجبار بیرون می آیم و هر چه لایقشان هست، بارشان کنم. آنوقت می شود دعوا…».
حکایت غرب استعماری- امپریالیستی بسیار شبیه آن مردمی است که در خانه دعواقلی خان را با مشت می کوبند. در مصر هم آنها جمع شدند برای مقابله با خیزش انقلابی مردم بعلت فقر، بیکاری، گرسنگی، گرانی و وابستگی سیاسی- اقتصادی کشورشان، ارتش را با تجهیزات و ادوات سنگین جنگی در میدانها و خیابانهای شهرها مستقر ساخته و پس از برکناری یکی از مزدورانشان، قدرت را به نظامیان تفویض نموده اسم کودتا را گذاشتند، «انقلاب». بدنبال این، کودتاگران هم مجلس شه¬فرموده را منحل نموده، قانون اساسی را به حالت تعلیق در آوردند و گفتند با هر گونه تجمعات اعتراضی که باعت بهم خوردن «اوضاع» شود، بشدت برخورد خواهند کرد. خُب!. اگر آنچه که در مصر اتفاق افتاد، کودتا نیست، پس چیست؟ نمی دانم فاحشگان سیاسی(لیبرالها و چپهای هواخواه دمکراسی امپریالیستی) در تاریخ تمام کودتاهای نظامی به کدام کودتای با شاخ و دُم برخورد کرده اند که نمونه مصر با آنها متفاوت است! و یا اگر کودتاست، پس چرا این خودفروشان سیاسی ایراد می گیرند که: تو بیخود گفتی در مصر کودتا شد! دیگر اینکه اگر مسئله حقوق بشر یک مسئله عموم بشری است، پس چرا سازمانهای حقوق بشری و دلدادگان دمکراسی امپریالیستی جهان و از جمله ایران، در مقابل کشتار بیش ازسیصد نفر(یعنی چقدر؟)، ناپدید شدن عده نامعلوم، مجروح شدن باز هم بیش از(؟) شش هزار نفر فقط در چند روز اول انقلاب و بدتر از همه، در مقابل کودتای نظامی غرب در مصر، کر و کور و لال شده اند؟

مگه دنیا شهر هرته!
جناب دیوید کامرون، نخست وزیر کشور پادشاهی و در عین حال دمکرات بریتانیای کبیر (پادشاهی کجا و دمکراسی کجا؟)، در کنفرانس امنیت مونیخ گفت: «اگر حسنی مبارک از قدرت کناره گیری کند، ممکن است در مصر اسلامگرایان بر سر کار بیایند و ما این حکومت را نمی خواهیم…». اگر متوجه موضوع نشدید، دو باره بخوانید! معنی ساده این فرمایشات روشن است. گذشته از اینکه دروغ می فرمودند «ممکن است اسلامگرایان بر سرکار بیایند»، یعنی اینکه مگر دنیا شهر هرته که مصریها حکومت دلخواه خود را سر کار بیاورند. اگر به ما گوش نکنند، کودتا می کنیم و دیدیم که کردند. واقعا هم این گفته، که ٩٩ درصد سران غرب، آبروی بقیه شان را می برند، صحیح است.

«رویکرد عاقلانه»
تلویزیون خبری یورونیوز روزهای دهم و یازدهم فوریه، هر نیم ساعت یک بار این خبر را تکرار می کرد: «خانم مارلن تیمرمان، سناتور فلامان، در اعتراض به ٢٤٢ روز نبود دولت در بلژیک، به مردم پیشنهاد کرد: از سکس امتناع کنند…». صرفنظر از اینکه نمی دانم با امتناع از رابطه جنسی معمولا در خفا بین دو نفر از دو جنس مختلف(منهای موارد استثنانی و همجنسگرایان) چگونه می توان بحران حکومتی را در بلژیک حل کرد، ولی فکر می کنم اگر یک سناتور عاقلتر از ایشان پیدا شود و برای تشکیل دولت، «رویکرد عاقلانه تر» سکس جماعت را پیشنهاد دهد، آنوقت، ممکن است پادشاه بلژیک با تماشای صحنه های «سکس جماعت» در میادین و خیابانهای بروکسل به وجد آید و یکی از ”عاقلان“ کشورش را وادار به تشکیل کابینه دولت نماید. گذشته از اینکه با این و یا آن شیوه «مبارزه اعتراضی» می توان به تشکیل دولت در بلژیک موفق شد یا نه، یافتن پاسخ این سؤال بسیار اهمیت دارد که: به برکت دمکراسی امپریالیستی چه تعداد از این سناتورهای عاقل و کاردان در پارلمانهای اروپا و آمریکا نشته اند؟ آیا دیگر نمایندگان و سناتورهای مجالس امپریالیستی از این خانم سناتور عاقلترند و یا ایشان گل سرسبدشان است؟

بردگی در جوامع مختلف
جامعه اولیه- هیچ کس را نمی توان به بردگی واداشت.
جامعه برده داری- به بردگی در آوردن لازم است ولی، باید بردگان را نان و آب داد و به کار کردن وادار ساخت.
جامعه فئودالی- بردگان خودشان نان و آب خود را بدست می آورند، اما در هر حال باید با اجبار از آنها کار کشید.
جامعه «وحشی» سرمایه داری- بردگان خودشان می خواهند برده باشند، خودشان نان و آب خود را بدست می آورند و خودشان خود را به کار کردن مجبور می سازند.
«جهان آزاد»- بردگان خودشان به بردگی تن در می دهند، خودشان نان و آب خود را پیدا می کنند و خودشان خود را به کار کردن وادار می سازند. علاوه بر این، آنها خود را آزاد تصور می کنند و این برای آنها خوشایند است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این نوشته در فوریه 16, 2011 بدست فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: